تأملی پدیدارشناسی بر ابعاد سیاستگذاری علمی در آموزش عالی ایران

نویسندگان

1

2 دانشگاه عدالت

3 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22034/emes.2024.2008279.2491
چکیده

هدف: تحقیق حاضر ابعاد سیاست‌گذاریِ علمی در آموز عالی ایران را از دیدگاه اعضای هیئت علمی موردمطالعه قرار داده است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از نوع کیفی و به طور خاص راهبرد پدیدارشناسی بکار گرفته شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق استادان چندین دانشگاه دولتی در کشور بودند. با شیوه نمونه‌گیری ترکیبی ( هدفمند و گلوله برفی) با 15 نفر از این استادان به عنوان نمونه، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به عمل آمد. داده‌ها پس از پیاده‌سازی به شکل استقرائی و به شیوه کدگذاری دو مرحله‌ای بارنی گلیزر (1999) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان داد که مفهوم سیاست‌گذاری علمی در آموزش عالی ایران می‌تواند شامل تصحیح قوانین، تغییردادن ساختارهای دانشگاهی، تأکید بر دانش عملی و مهارت‌محوری، پیوستگی صنعت و دانشگاه، روزآمدسازی برنامه‌های درسی، پاسخگویی اثربخش در راستای مسائل جامعه، فرهنگ سازمانی نوگرایی، حفظ خودگردانی دانشگاه، رشد منابع اقتصادی خودکفا و تثبیت نظام تضمین کیفیت باشد. نتیجه‌گیری: مفهوم سیاست‌گذاری علمی مناسب در آموزش عالی سبب برنامه‌ریزی آینده‌نگارانه دانشگاه‌ها و پیش‌بینی نیازهای فعلی خود و مسائل پیش‌روی جامعه و دانشگاه‌ها در آینده می‌گردد.