تبیین مؤلفههای کالبدی و عملکردی مؤثر بر عدالت فضایی در سکونتگاههای حاشیهای* (مطالعه موردی: کلانشهر مشهد)
نویسندگان
1 استادیار، گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استادیار گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
3 کارشناس ارشد، برنامهریزی شهری، گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
10.22061/jsaud.2020.4956.1437چکیده
طی دهههای اخیر مفهوم عدالت فضایی در گستره فقر شهری و سکونتگاههای حاشیهای اهمیت ویژهای یافته است. بیعدالتی در نحوه توزیع خدمات و تسهیلات شهری تأثیر جبران ناپذیری را بر ساختار و ماهیت شهرها به خصوص در گسترش پهنههای فقر شهری و شکلگیری سکونتگاههای حاشیهای میگذارد. عدم تعادل پراکنش در خدمات در این گونه سکونتگاهها به شکلگیری عدم تعادل فضایی و محرومیت ساکنان از خدمات و تسهیلات شهری و افزایش شکاف طبقاتی منجر شده است. با توجه به مفاهیم عدالت فضایی برای رفع نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و کاهش آسیب پذیری اقشار کم درآمد، توزیع بهینه خدمات و امکانات، توجه به نیازهای اساسی شهروندان در سکونتگاههای حاشیهای موضوعی حیاتی و اجتناب ناپذیر است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفههای کالبدی و عملکردی مؤثر بر عدالت فضایی در هستههای فقر شهری کلانشهر مشهد انجام گردیده است. این پژوهش از حیث روش کاربردی و از حیث هدف توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی-کتابخانهای و روشهای میدانی بود. جهت تحلیل دادهها نیز از روشهای تحلیل محتوا، روش آنتروپی شانون نسبی و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل از آنتروپی شانون نسبی نشان میدهد که توزیع و پراکنش کاربریهای خدماتی در دو هسته گلشهر و قلعه ساختمان با عدم تعادل فضایی رو به روست و از عدالت فضایی محروم هستند و هسته خواجه ربیع و التیمور در دسته برخودار و و نیمه برخودار از عدالت فضایی قرار میگیرند. از سوی دیگر نتایج رگرسیون چند متغیره نشان دهنده این موضوع است که تنوع کالبدی مهمترین عامل اثر گذار در تحقق عدالت فضایی در سکونتگاههای حاشیهای است.