نقش اخلاق در قانون از منظر فلسفه فقه و فلسفه حقوق

نویسندگان

1 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 استادیار، دپارتمان فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران.

doi
10.22096/law.2020.40432
چکیده

مقالة حاضر درصدد معرفی و مقایسه دیدگاه برخی از متفکران مسلمان در فلسفة فقه در باب «رابطة اخلاق و شریعت» با دیدگاه برخی از متفکران غربی در فلسفة حقوق در باب «رابطة اخلاق و قانون» است. در باب رابطة اخلاق و قانون دو دیدگاه اصلی در فلسفة حقوق وجود دارد: یکی نظریة قانون طبیعی و دیگری نظریة اثبات‌گرایی حقوقی. بر همین قیاس، در باب «رابطة اخلاق و شریعت» نیز دو دیدگاه اصلی در فلسفة فقه وجود دارد: یکی نظریة عقل‌گرایان (عدلیه) و دیگری نظریة فرمان الاهی (اشاعره). هر یک از این چهار دیدگاه خوانش‌های متنوعی دارند. در عین حال، وجه مشترک خوانش‌های متنوع اثبات‌گرایی در فلسفة حقوق عبارت است از انکار وجود رابطه‌ای ضروری میان اخلاق با ماده (محتوا) و صورت (شکل) قانون، و وجه مشترک خوانش‌های متنوع از نظریة قانون طبیعی پذیرش وجود چنین رابطه‌ای میان اخلاق با ماده یا صورت قانون است. از سوی دیگر، وجه مشترک خوانش‌های مختلف نظریة فرمان الاهی و عقل‌گرائی به ترتیب عبارت است از وابستگی اخلاق به شریعت، و انکار این وابستگی. دیدگاه عدلیه و اشاعره در مورد رابطة اخلاق و شریعت به ترتیب با برخی از خوانش‌های اثبات‌گرایی و برخی از خوانش‌های قانون طبیعی قابل مقایسه است. این مقایسه می‌تواند به فهم بهتر و عمیق‌تر هر دو سوی مقایسه کمک کند و در راستای پالایش تفسیر و اجرای قانون دینی و عرفی به مفسران و مجریان قانون کمک کند.