مطالعه فرایند حذف کنکور سراسری براساس نظریه داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3
doi
10.22034/emes.2023.545385.2332چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعة فرایند حذف کنکور سراسری ایران و ارائة یک مدل براساس نظریة دادهبنیاد بود. روش پژوهش: رویکرد پژوهش که در سال 1399-1400 انجام شد، کیفی با استفاده از روش دادهبنیاد بود. ابزار مصاحبة عمیق نیمه ساختار یافته بود. جامعة مورد مطالعه کلیة متخصصان تعلیم و تربیت و صاحبنظران آموزش عالی بودند. روش نمونهگیری هدفمند نظری بود و با معیار اشباع نظری با 16 مصاحبه به پایان رسید. فرایند تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از شیوة کدگذاری باز و محوری و انتخابی انجام و به منظور بررسی اعتبار و پایایی از روش لینکلن و گوبا استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مقولة محوری ضرروت و پیچیدگی حذف کنکور است و سایر مقولهها در پنج مقولة شرایط علّی (2 مقوله)، شرایط مداخلهگر محیطی (2 مقوله)، ویژگیهای زمینهای (3 مقوله)، راهبردها (2 مقوله) و پیامدها (2 مقوله) دستهبندی شدند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش میتوان اذعان داشت که در رابطه با مسألة حذف کنکور از طرفی مسائلی چون رقابتهای ناسالم و مسائل روانی و جابهجا شدن اهداف آموزشی موجب ایجاد احساس ضرورت حذف شده و از دیگر سو مسائلی همچون تقاضای بالا برای ورود به آموزشعالی فرایند حذف را با پیچیدگی روبهرو کرده است.