کاربست ساختار قلمرو مکانی در طراحی برج‌های مسکونی با هدف ارتقاء کیفیت زندگی، مطالعه‌ی موردی: رشت

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری مؤسسه آموزش عالی دیلمان لاهیجان، گیلان، ایران

2 مدرس شهرسازی، موسسه آموزش عالی دیلمان، لاهیجان، ایران.

3 استادیار، گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

4 دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم صنعت ایران، تهران، ایران.

5 عضو هیأت علمی گروه معماری، موسسه آموزش عالی دیلمان،لاهیجان، ایران.

doi
10.22061/jsaud.2019.4149.1259
چکیده

رشد جمعیت شهری و محدودیت  اراضی مناسب، وجود ساختمان­های مسکونی بلند مرتبه را اجتناب ناپذیر کرده است. اما برج­های مسکونی در مراحل مکان­یابی، طراحی و اجرا توجه بیشتری را می­طلبند. یکی از مسایل اصلی که در این برج ها به چشم می­خورد، کمرنگ بودن نقش قلمرو و حریم در جانمایی و طراحی بناست که سبب نزول شاخص­های پایداری محیطی و کیفیت زندگی ساکنان می­شود. هدف از انجام  این پژوهش، بررسی عوامل پیوستگی، عملکردی و کالبدی-فضایی، در قالب فرضیات و اولویت­بندی آن­ها به منظور پاسخ­گویی به چگونگی اثرگذاری قلمرو بر کیفیت زندگی ساکنان و سنجش جایگاه آن در طراحی برج های مسکونی و ارزیابی سایت مورد نظر در رشت است. روش تحقیق، به صورت ترکیبی شامل روش­های توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی است. بر مبنای جمعیت شهر رشت، از میان پرسشنامه­های صحیح پاسخ داده،  384 عدد مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل با نرم­افزار SPSS و سنجش نفوذپذیری و خوانایی، اتصالات بصری و همپیوندی نیز از طریق چیدمان فضایی صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که عوامل عملکردی با ضریب بتا 0.415، پیوستگی ساختمان (0.389) و عوامل کالبدی-فضایی (0.228)،  به ترتیب باید در ایجاد قلمرو در طراحی برج­های مسکونی لحاظ گردند. همچنین Space Syntax  نشان داد که محدوده­ مورد مطالعه، سطح متوسط قلمرو را داراست و امکان طراحی برج مسکونی در سایت با توجه به تحلیل دسترسی­ها، امنیت، همپیوندی و سایر معیارها که زیرمجموعه­ فرضیات هستند، فراهم است.