تحلیل ارتباط همگنی و توزیع‌پذیری با پایداری روابط اجتماعی در فضاهای خانه‌های سنتی ایران ( مطالعه موردی: کاشان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، کارگاه طراحی معماری، مدلسازی و ساخت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 استادیار گروه معماری، کارگاه طراحی معماری، مدلسازی و ساخت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22061/jsaud.2019.4246.1282
چکیده

موضوع مقاله بررسی و تحلیل همگنی و توزیع­پذیری خانه­ها و تأثیر آن بر ارتباط ریزفضاها با یکدیگر با هدف شناخت و تحلیل نقش آن­ها در روابط اجتماعی خانه­های سنتی به ­منظور استفاده از الگوهای حاکم بر آنها در مسکن معاصر است. این مطالعه بر اساس نظریه پیکره­بندی فضا صورت گرفته ­است. بررسی اجزای تشکیل­دهنده­ خانه­ها و عوامل شکل­گیری ساختاری فضاها و ارتباط آنها با دیگر فضاها، رهیافتی برای دست­یابی به تأثیر روابط فضایی در شکل­گیری روابط اجتماعی در خانه­هاست. شناخت عوامل و مؤلفه­های مؤثر بر میزان همگنی و توزیع­پذیری با استفاده از ضریب افتراق یکی از مهمترین مؤلفه­ها در این خصوص است. خانه­های دوره قاجار کاشان و تحلیل تطبیقی این الگوها متناسب با نیازها و الزامات مسکن امروزی مبنای این مطالعه است. روش به­ کار رفته در این پژوهش، ترکیبی از روش­های تفسیری- تاریخی با تکنیک تحلیل محتوا و استدلال منطقی است. با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای، مطالعات تاریخی صورت گرفته و شبیه­سازی به وسیله­ نرم­افزار گرسهاپر و پلاگین اسپیس سینتکس و نرم­افزار دپث مپ و تحلیل گراف­های توجیهی برای 19 نمونه از خانه­های دوره قاجار کاشان که به­ صورت خوشه­ای هدفمند انتخاب شده­اند، استفاده شده است. نتایج نشان می­دهد میزان نفوذپدیری، انتظام فضایی و قرارگیری هر فضا در عمق مشخص، ارتباط مستقیم با نحوه­ روابط اجتماعی و رفتاری است. همچنین تمام خانه­های سنتی بررسی شده دارای همگنی و توزیع­پذیری بالا و مطلوبی در چیدمان فضایی است. خانه­هایی که هر چهار عرصه عمومی، نیمه­عمومی، نیمه­خصوصی و خصوصی را داشته و ریزفضاهای دارای عمق و هم­پیوندی مناسب این حریم­ها باشند و نیز همگنی و توزیع­پذیری مناسب این حریم­ها را در بر داشته باشند، دارای همگنی و ضریب افتراق بالاتری هستند.