بررسی های باستان شناسی بخش مرکزی و مزایجان شهرستان بوانات
نویسندگان
1 استاد گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه باستان شناسی زابل، سیستان بلوجستان، تهران، ایران.
3 دکتری گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 پژوهشگر پسادکتری گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد باستان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت، مرودشت، ایران.
6 کارشناسی ارشد باستان شناسی، گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22084/nbsh.2019.17319.1812چکیده
حوضۀ رودخانۀ بوانات در شمالشرق حوزۀ فرهنگی فارس واقع شده است؛ این منطقه بهواسطۀ شرایط زیستمحیطی مناسب ازجمله آب دائم و زمینهای مستعد کشاورزی، از گذشته دارای قابلیتهای فراوان برای زندگی اجتماعات انسانی بوده است. این پژوهش بر پایه پرسشهایی مربوط به شناخت استقرارهای دورههای مختلف این حوضه، گونهشناسی آثار، عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری استقرارها و برهمکنشهای فرهنگی با مناطق همجوار انجام شده است و قصد بر آن دارد تا چشماندازی فرهنگی از استقرارهای انسانی گذشته این حوضه ارائه نماید. بررسی میدانی این حوضه در سال 1394 ه.ش. بهصورت پیمایشی انجام گرفت که در نتیجه منجر به شناسایی 200 اثر شد که براساس مواد فرهنگی سطحی از دورۀ نوسنگی تا قرون متأخر اسلامی قابل تاریخگذاری هستند؛ در اینبین با توجه بهدست آمدن مواد فرهنگی شاخص، مانند سفال و یا کتیبه از برخی محوطه و بناها تاریخگذاری دقیق صورت گرفت؛ اما در برخی از آثار مانند آسیاب و یا نقوش صخرهای تنها به اسلامی بودن آنها اشاره شده است؛ هرچند برخی از محوطهها دارای چند دورۀ فرهنگی هستند. طی بررسیهای صورت گرفته مشخص گردید قدیمیترین استقرار مربوط به نیمۀ دوم هزارۀ هفتم پیشازمیلاد و همزمان با دورۀ موشکی در فارس است؛ پس از آن از دورههای جری و شمسآباد استقراری شناسایی نشد. مجدداً از دورۀ باکون تا بانش شاهد استقرارهایی در این حوضه هستیم. بهنظر میرسد تغییرات اقلیمی، یکی از دلایل اصلی شکلگیری استقرار دورۀ نوسنگی و همچنین متروکشدن این حوضه در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم پیشازمیلاد است. از دورۀ هخامنشی تا به امروز استقرارهای مختلفی در این منطقه شناسایی شده است که سه عامل رودخانه، زمینهای حاصلخیز و شیب عوامل تأثیرگذار در شکلگیری استقرارها بودهاند. این آثار را بهلحاظ ماهیت و ریختشناسی کلی میتوان به تپه و محوطه، ماندگاهها، بنا، قلعه، پلها، گورستان(قبور سنگی دوران تاریخی و قبور دوران اسلامی)، معادن و محوطههای سرباره، آسیاب و نقوش صخرهای تقسیم کرد. با توجه به شواهد موجود، ازجمله: موقعیت مکانی، وسعت، میزان و تراکم آثار سطحی، میتوان این آثار را به استقرارهای دائم و فصلی نسبت داد.