بررسی تطبیقی فناء فی اللّٰه از منظر ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام

2 کارشناس ارشد فلسفه دین، دانشگاه باقر العلوم(ع)

3 استادیار گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

doi
10.30513/ipd.2021.2697.1224
چکیده

یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مسائل در حیطۀ قوس صعود، مباحث مربوط به انتهای قوس صعود و مسئله فناء فی اللّٰه است. در مقاله پیش رو به بررسی تطبیقی این مسئله از منظر سردمداران سه مکتب مهم فلسفه اسلامی یعنی ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا می‌پردازیم. دو مبحث حرکت جوهری نفس و اتحاد ـ چه اتحاد عاقل و معقول و چه اتحاد نفس با عقل فعال‌ـ ، به عنوان بنیادی‌ترین اصول مٶثر در کیفیت تبیین و ترسیم فناء فی اللّٰه به حساب می‌آیند. برای ابن سینا به خاطر نفی حرکت جوهری نفس و نفی اتحاد و همین طور عدم صراحت در عبارات عرفانی‌اش، نمی‌توان قول به فنای حقیقی را قائل شد. همین طور سهروردی مبانی مشابهی با ابن سینا دارد و با عدم قول صریح به حرکت جوهری نفس و با نفی اتحاد، معنایی خاص و غیر حقیقی از فنا را ارائه می‌دهد و آن را به شدت توجه انسان پاک و طاهر به مبادی عالیه و دست دادن یک حالت روحانیه با جذبه شدید و حالت استغراق معنا می‌کند. اما ملاصدرا با داشتن مبانی و اصول خاص خود ـ از جمله اثبات حرکت جوهری نفس و پذیرش اتحادـ ، فنا را به صورت حقیقی می‌پذیرد و به علاوه، نقطۀ پایانی قوس صعود را چیزی بالاتر از دیدگاه ابن سینا و سهروردی می‌داند و به فنای حقیقی فی اللّٰه قائل است.