گفتمان خطرناک در روایت ضحاک شاهنامه: تحلیل نشانهمعناشناختی براساس الگوی دانسی
نویسندگان
1
doi
10.22103/jis.2026.25867.2768چکیده
مارسل دانسی «گفتمان خطرناک» را بهمثابه کاربست سامانمند زبان، استعاره و نمادها برای برساخت تهدید، بازتعریف واقعیت، طبیعیسازی خشونت و مشروعیتبخشی به سلطه تبیین میکند. این گفتمان با تکیه بر «دروغ بزرگ» و «دیگریسازی احساسی»، و بهرهگیری از «چارچوببندی استعاری»، به ایجاد فضای هراس، کنترل ذهن و تفرقهافکنی در جامعه منجر میشود. در شاهنامه فردوسی، ضحاک ماردوش نمونه برجسته چنین سازوکارهایی است؛ فرمانروایی اسطورهای که با نیرنگ بر تخت مینشیند و با بهرهگیری از زبان و رفتار، خشونت خود را مشروع جلوه میدهد. او دشمن را «دیگری» میسازد، محدودیتهای جغرافیایی را مدیریت منطقی جلوه میدهد..این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی و بر اساس مطالعات کتابخانهای، ابیات شاهنامه مرتبط با ضحاک را در دو محور بررسی کرده است: (۱) مشروعیتبخشی به سلطه از طریق گفتمان خطرناک، (۲) تفرقهافکنی از رهگذر چارچوبهای استعاری و ایجاد دوگانههای کاذب. یافتهها نشان میدهد زبان ضحاک نه صرفاً ابزار روایت، بلکه سازوکار بازتولید سلطه است. چرخه همزمان مشروعیتبخشی به خشونت و تضعیف انسجام اجتماعی، همان الگوی پایداری قدرت را شکل میدهد که دانسی در نظریه خود شرح میدهد. این تحلیل پیوندی میان روایت کلاسیک شاهنامه و الگوهای معاصر گفتمان قدرت ایجاد میکند.