تبارشناسی گفتمان باستانشناسی و ایرانشناسی در ایران: واکاوی پیوند دانش و قدرت در بستر تحولات سیاسی
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
doi
10.22103/jis.2026.25976.2780چکیده
این پژوهش به واکاوی تأثیرات ژرف و پیچیده حوزه سیاست بر شکلگیری و تحول گفتمانهای باستانشناسی و ایرانشناسی ایران میپردازد. نگارنده با بهرهگیری از رهیافت تبارشناسی استدلال میکند که این دو عرصه دانشی در پاسخ به نیازها و تحولات سیاسیِ ایران از دوره قاجار به این سو پدید آمده و تکامل یافتهاند. همزمانی آغاز این گفتمانها با رویداد سرنوشتسازی چون انقلاب مشروطه، پیوستگی زمانی با برآمدن دودمان پهلوی و ایدئولوژی ناسیونالیسم باستانگرا و تحولات متعاقب آن با وقوع انقلاب اسلامی موجب غلبه ذاتیِ جنبه سیاسی بر جنبه علمی آنها شدهاست. یافتهها نشان از آن دارد که باستانشناسی با ظرفیت بالای خود برای بازسازی گذشته و هویتسازی عمدتاً در خدمت پروژههای مشروعیتبخشی و ملتسازی از بالا قرار گرفته است. سلطه مکتب تاریخ-فرهنگی و پیوند آن با ایدئولوژی حکومت پهلوی موجب رکود نظری این رشته و طرد جریانهایی مانند باستانشناسی مارکسیستی شد. در مقابل، گفتمان ایرانشناسی به میدانی برای کشمکشهای فکری تبدیل شد و تأثیرپذیری عمیقی از اندیشه مارکسیستی در حوزۀ تاریخنگاری و ادبیات و هنر متعهد تجربه کرد. این مقاله همچنین تفاوت مسیر نهادینهشدن هر دو گفتمان را بررسی کرده است. براین اساس گفتمان باستانشناسی به دلیل ارتباط مستقم با ایدئولوژی حاکم، بسیار زودتر صاحب تشکیلات اداری و آموزشی شد، درحالی که گفتمان ایرانشناسی با تأخیر و به صورت غیرمتمرکز نهادینه شد. در نتیجهگیری سیاست به مثابه بستر و نه صرفاً یک عامل خارجی، مسیر این دو حوزۀ دانش را رقم زده است.