«تجلی» در شعر حافظ و نسبت آن با جهانبینی مزدایی و آموزههای اسلامی
نویسندگان
doi
10.22103/jis.2026.26546.2819چکیده
منظومه فکری و معرفتی شعر حافظ، برآمده از ابعاد فکری و فرهنگی جامعه ایرانی و مراحل گوناگون تاریخی و تمدنی آن بوده است. یکی از این بعدها که حافظ در خلق اشعار خویش از آن بهره گرفته «تجلی» است. حافظ از زمره معدود شاعرانی است که این مفهوم را به شکلی بسیط در دیوانش وارد نموده و مظاهر آن را در خدمت فضای حسی و ذهنی اشعارش قرار داده است. در این میان «تجلی» در شعر حافظ و نسبت آن با جهانبینی مزدیسنایی و آموزههای اسلامی موضوع قابل درنگی است که کمتر به آن پرداخته شده است. ازاینرو این جستار، با روشی توصیفی - تحلیلی، مفهوم «تجلی» در شعر حافظ و نسبت آن با جهانبینی مزدایی و جهانبینی اسلامی را در کانون توجه خود قرار داده است. یافتهها نشان میدهند که: تجلی در شعر حافظ با اثرپذیری از آموزههای اسلامی و عرفانی، در اشکال تجلی علمی یا ذاتی، نظیر: عالم الست، اعیان ثابته و تجلی وجودی ـ اعم از تجلی ذات حق در مراتب هستی، طبیعت و موجوداتـ در پیوندی نزدیک با جهانبینی مزدایی و مفاهیم و مصادیقی چون: اتصاف فروهرها به عالم مینوی، موضوعیت داشتن میثاق در اوستا، ظهور و بروز یافته است. امری که حافظ با وقوف به پیشینه و ظرفیتهای معنایی آن، تلاقی و همنشینی جهانی بینی ایرانی و اسلامی را به شکلی مانا و ظریف در اشعارش ثبت نموده است.