تمهیدی در جهت ابتناء فناوری بر الهیات اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه قم
2 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
3 استاد گروه روان شناسی، دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
در جهان امروز، فنّاوریها از سویی موجب رفاه بشریت شده و از سوی دیگر، نگرانیهای فراوانی را نسبت به آینده برانگیختهاند. در این میان، فلاسفه و حکما در یافتن مسیر یا مسیرهایی که جامعه انسانی را ضمن کمترین مواجهه با عوامل نامطلوب و چالشزا به بیشینه بهرهبرداریِ مشروع برساند، نقش تعیینکنندهای دارند. جهت دادن به علوم و فنّاوری در سایه تعلیمات اسلام، هدفی است که در صورت تحقق میتواند به رفع نگرانی مذکور کمک کند؛ لیکن حرکت به سمت آن به چیزی بیش از شعارزدگی و تعصبات بیمورد نیازمند است. از آنجا که پدیدههای اجتماعی (از جمله علم و فنّاوری) با متافیزیک درهمآمیخته هستند، تا زمانی که تلاش شایستهای در جهت تنقیح و تدوین متافیزیک (الهیات) اسلامی برای آنان صورت نپذیرد، هر تلاشی برای توسعه علوم و فنّاوری اسلامی روبنایی بوده، محکوم به شکست است. در این نوشتار، ابتدا به بازگوییِ سیر تطور نگاه بشر به فنّاوری میپردازیم. سپس انسانگراییِ تعاریف جدید از فنّاوری را مَحمِل طرح و بحث پیرامون متافیزیکِ فناوری قرار میدهیم و در انتها بر مبنای آموزههای اسلامی، نُه بنیان جهت ابتنای متافیزیکِ فنّاوری پیشنهاد مینماییم که عبارتند از: توجه به جایگاه سلسله مراتبی انسان در عالم هستی، احساس وابستگی و درهم تنیدگی انسان و جهانی که در آن زندگی میکند، نگاه همزمان به عوالم غیب و شهود و پذیرفتن نظام علّیّت در آنها، علم و فنّ پروری، اتحاد و التزام علم و فناوری، اتحاد راهبردی و بلندمدت غایات منفعتجویانه و حقطلبانه، عدم نسبیّت در معیارهایِ اولیه اخلاقی و پذیرش نسبیّت در برخی امور ثانویه، اصالت همزمان عمل، نیت و ایمان، اختیارِ مُقیّد. بدیهی است که این اصول نُهگانه به هیچوجه جامع نیستند؛ بلکه قسمتِ چند روزهای است که از گنجاندن بحر در کوزه فراهم گشتهاست.