اعتبار وصیت بر اوتانازی در نظام حقوقی ایران: تحلیلی فقهیـ حقوقی و تطبیقی
نویسندگان
1 گروه حقوق، دانشکدة حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 گروه حقوق، دانشکدة حقوق، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jolt.2026.404182.1007422چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل اعتبار وصیت بر اوتانازی در نظام حقوقی ایران و با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی فقهی و حقوقی این موضوع میپردازد. پیشرفتهای پزشکی چالشهای پیچیدهای در پایان حیات ایجاد کرده و درحالیکه نظامهای حقوقی غربی با ابزارهایی چون دستورالعمل پیشرفتة پزشکی به خودمختاری بیمار پاسخ دادهاند، در حقوق ایران که مبتنی بر قداست حیات است این مسئله با خلأ قانونی و ابهام جدّی روبهروست. پژوهش حاضر با روش توصیفیـ تحلیلی، ضمن مقایسة رویکرد ایران با پنج کشور منتخب (هلند، بلژیک، کانادا، سوئیس، امریکا)، نشان میدهد که وصیت بر اوتانازی فعال به دلیل تعارض آشکار با قواعد آمرة کیفری (قتل عمد)، نظم عمومی، و مبانی فقهی (حق الله بودن حیات) مطلقاً باطل و فاقد اثر حقوقی است. با این حال، وصیت بر اوتانازی غیر فعال (ترک درمانهای بیفایده)، با استناد به قواعدی چون تسلط و حق بر تمامیت جسمانی، از مبنای حقوقی قابل دفاعی برخوردار است. در مقابل، نظامهای حقوقی مورد مطالعه، با درجات متفاوتی از پذیرش، رویکردی مبتنی بر خودمختاری فردی را اتخاذ کردهاند. در نهایت، برای رفع ابهام موجود و حمایت از کادر درمان، پیشنهاد میشود با تدوین قانون دستورالعمل پیشرفتة پزشکی، ضمن تفکیک قاطع میان این دو نوع اوتانازی، چارچوب قانونی شفافی برای اعتباربخشی به ارادة بیمار در ترک درمان ایجاد کرد.