سنجش کارآمدی جمهوری اسلامی ایران بر اساس مدل سه‌ سطحی تاب‌آوری واکر-سالت در مواجهه با تهدیدات وجودی

نویسندگان

1 اندیشه سیاسی اسلام، اندیشه امام خمینی، انقلاب اسلامی

doi
10.22034/ipr.2026.564394.2338
چکیده

این پژوهش با بهره‌گیری از مدل سه‌سطحی تاب‌آوری واکر و سالت (2006، 2012) شامل تاب‌آوری، انطباق‌پذیری و دگرگونی‌پذیری، کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران را در مواجهه با چهار تهدید وجودی اصلی (میراث منفی رژیم پهلوی، ترور هدفمند شخصیت‌های کلیدی انقلابی، جنگ تحمیلی هشت‌ساله و تحریم‌های گسترده بین‌المللی) به روش کیفی و تحلیل اسناد تاریخی بررسی کرده است.یافته‌ها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در سطح تاب‌آوری موفق به جذب شوک‌های شدید و حفظ ساختار و هویت اساسی خود شد و از فروپاشی جلوگیری کرد. در سطح انطباق‌پذیری، با ایجاد نهادهای نوین انقلابی (نهضت سوادآموزی، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، بسیج مستضعفین) و سیاست‌هایی چون اقتصاد مقاومتی و خودکفایی فنی، به‌طور هدفمند ساختارها و فرایندهای خود را بازتنظیم نمود و از بحران‌ها برای تقویت ظرفیت‌های درونی بهره برد. در سطح دگرگونی‌پذیری، نظام موفق به خلق الگوهای بنیادین جدید شد: تغییر پارادایم امنیت ملی از وابستگی به غرب به دفاع مردمی و مستقل، تحول الگوی اقتصادی از نفت‌محوری وارداتی به اقتصاد مقاومتی دانش‌بنیان، بازتعریف نقش منطقه‌ای از ژاندارمری غرب به قطب مقاومت، و دگرگونی نظام دانش از تقلید غربی به تولید علم بومی-اسلامی.نتایج تأیید می‌کند که ارزیابی کارآمدی یک نظام سیاسی بدون در نظر گرفتن حجم و شدت موانع وجودی و تهدیدات ساختاری، ناقص و گمراه‌کننده است. جمهوری اسلامی ایران با عبور موفق از هر سه سطح مدل واکر-سالت، نه‌تنها بقا یافت، بلکه ظرفیت خلق یک نظام اساساً متفاوت و کارآمدتر را در شرایط بحرانی از خود نشان داد.