تأملی بر تفسیر آرا در دیوان بینالمللی دادگستری، با تأکید بر قضیه معبد پرهویهار
نویسندگان
1 دکتری، دانشکده حقوق، دانشگاه مفید، قم، ایران mh_smh@yahoo.com
doi
10.48308/jlr.2025.235487.2815چکیده
آرای دیوان بینالمللی دادگستری قطعی و غیرقابل پژوهش است. مگر در موارد تفسیر و تجدیدنظر که مواد 60 و 61 اساسنامه دیوان این حق را برای طرفین اختلاف، منوط به وجود شرایطی روا دانستهاند. مقاله حاضر با تمرکز بر ماده 60 اساسنامه که به این نهاد اختیار تفسیر آرا خود را محول کرده است و با تأکید بر یکی از اصولِ رسیدگیِ دیوان موسوم به «فراتر نرفتن از خواسته» به تحلیل رأی معبد پرهویهار و تفسیر آن میپردازد. در حقیقت سؤال اصلی پژوهش پیشِرو این است که التزام مطلق به اصل فراتر نرفتن از خواسته (Principle of Non Ultra Petita) توسط دیوان تا چه میزان در حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات کارکرد مثبتی دارد. به نظر میرسد مطلقانگاری اصل مزبور توسط دیوان در برخی از موارد –از جمله در رأی 1962 معبد- علت اصلی ابهام در معنا، دامن رأی و لاینحل ماندن اختلاف است. تغییر رویکرد محسوس دیوان در تفسیر رأی 2013 معبد پرهویهار، حکایت از توجه بیشازپیش این نهاد به کارکرد واقعی آرای صادره در حلوفصل اختلاف و نسبیت اصول رسیدگی از جمله اصل «فراتر نرفتن از خواسته» دارد.