تحلیل مواضع حامیان آشوبهای خیابانی پاییز 1401 ایران، بر اساس نظریه بحران
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گرایش مسائل ایران، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران
doi
10.22034/ipr.2024.450585.2117چکیده
در بررسی ناآرامیهای 1401 ایران، ضمن تفکیک میان معترض و اغتشاشگر، با هدف فهم علمی آنچه ازسوی حامیان آشوبها طرح شد، نیاز به تحلیل مسائل بود. مخالفان تمامیتخواه جمهوری اسلامی در داخل و خارج کوشیدند تا در این هجمة کمسابقه، با بحرانی خواندن وضعیت، خشم خیابانی را بهسمت مطلوبهای جناح سیاسی خود جهتدهی کنند. از این دیدگاه با استفاده از نظریة بحران و با روشی تفسیری، به تحلیل مضمون محتوای مواضع منتشرشده از ایشان در سهماهة پاییز پرداختیم تا وضع اجتماعی ایران را در دستگاه فکری ستیهندگان ساختاری، بازشناسی کنیم. واکاوی نتایج چندماهة بیش از 100 کانال ارتباطی نشان میدهد که قاطبة عناصر این جنبش، تداوم حاکمیت دینی و بقای ماهیت ارزشی نظام را مبدأ مشکلات تلقی کرده و سپهر مطلوب خود را در تحصیل حکومتی سکولار و هضم هویت ملی در مناسبات فرهنگ مدرن میجویند؛ اجتماعی که عاری از اسلوب انقلابیگری، همگرا با لیبرالدمکراسی و درپی توسعة همهجانبه با شاخصههای سرمایهداری در جهان مدرن باشد.