الگوهای رفتاری حاکم بر روابط ایران و عربستان از دیدگاه نظریه سازهانگاری (1392-1384)
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/ipr.2024.451175.2119چکیده
ایران و عربستان بهدلیل داشتن ظرفیت های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک، تأثیر زیادی هم بر کشورهای غرب آسیا و هم بر کشورهای جهان اسلام دارند. قبل از انقلاب اسلامی، روابط دو کشور دوستانه و حداکثر رقابتی بود؛ اما بعد از انقلاب روابط دوستانة بین دو کشور در اغلب دورهها به روابط رقابتی و حتی خصمانه تبدیل شده است. هدف این پژوهش، بررسی روابط پرفرازونشیب و پیچیدة جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بین سالهای 1384 تا 1392 برمبنای نظریة سازه انگاری و تکیه بر مفاهیم اجتماعی سیاست بین الملل، به ویژه نظریة الکساندر ونت دربارة الگوهای رفتاری میان کشورهاست. از این رو، پرسش پژوهش حاضر عبارت است از: «چگونه می توان روابط پیچیدة جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی را بین سالهای 1384 تا 1392 برمبنای سه فرهنگ کانتی، لاکی و هابزی یا سه الگوی رفتاریِ دوستی، رقابت و دشمنی بررسی کرد؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که در بازة زمانی مورد بحث، الگوی غالب بر روابط دو کشور الگوی رقابتی بوده که عمدتاً در حوزههای مناطق نفوذ دو کشور در غرب آسیا، ملاحظات امنیتی و کسب رهبری مسلمانان بروز یافته است. در سطح پایین تر، الگوی دشمنی بر روابط دو کشور حاکم بوده و پیرامون مسائلی نظیر برنامة هسته ای ایران و مناقشة اعراب و اسرائیل تبلور یافته است. سرانجام، بخش محدودی از روابط ایران و عربستان، مبتنی بر الگوی دوستی بوده است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تاریخی-اسنادی است و داده های مناسب نیز به شیوة کتابخانه ای جمع آوری شده است.