زبان حقوقی و ناپایداری مفاهیم: تحلیل واسازانه رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر
نویسندگان
1 . دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی: واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران mohsenmarhouni@gmail.com
doi
10.48308/jlr.2025.237947.2821چکیده
زبان حقوقی یکی از مهمترین ابزارهای نظامهای قضایی برای تضمین عدالت و تفسیر مفاهیم پیچیده حقوق بشر بهشمار میآید. بااینحال، تفسیر این مفاهیم در متون حقوقی و آرای قضایی اغلب با چالشهای معنایی و تفسیری روبهرو میشود. یکی از این چالشهای اساسی، ناپایداری معناست که بهواسطه تنوع در تفسیرهای قضایی ایجاد میشود. بهعبارتی، زبان حقوقی در رویههای قضایی محاکم ثابت و پایدار نیست و همواره در معرض تغییر و بازتفسیر قرار میگیرد و بسته به بافت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه دستخوش تغییر میشود. بر این اساس، مفاهیمی همچون عدالت، آزادی و کرامت انسانی بهدلیل پیچیدگیهای زبانی و تفسیری، همواره در معرض ناپایداری معنایی و تناقضهای درونی قرار دارند. این ناپایداریها میتواند به تضادهای تفسیری و حتی تناقض در آرای محاکم منجر شود. دیوان اروپایی حقوق بشر بهعنوان یکی از برجستهترین محاکم بینالمللی، نقشی کلیدی در تفسیر و اعمال حقوق بشر ایفا میکند. این مقاله با رویکرد تحلیلی، انتقادی و با استفاده از فلسفه واسازی ژاک دریدا، به بررسی ناپایداریهای معنایی و تناقضهای موجود در تفسیر مفاهیم حقوق بشر در رویه قضایی این دیوان میپردازد. واسازی به آشکارسازی تضادهای پنهان در زبان حقوقی کمک میکند و نشان میدهد که چگونه معنا در فرایند تفسیر، متغیر و ناپایدار میشود و چگونه محاکم گاه ناخواسته در دام ناپایداری معنایی و تفسیری گرفتار میشوند. در این راستا، هدف این پژوهش، سه راهکار عملی برای کاهش ناپایداریهای معنایی شامل تدوین اصول تفسیری مشخص، ایجاد سازوکار نظارتی بر انسجام آرا، و توجه به زمینههای اجتماعی- فرهنگی در تفسیر مفاهیم حقوق بشری ارائه میکند.