تحولات فرهنگی و اقتصادی نیمۀ نخست هزارۀ پنجم پیش ازمیلاد در دشت قزوین بر پایۀ نتایج کاوش اضطراری محوطۀ خُلَهکوه تاکستان

نویسندگان

1 آزمایشگاه بیوباستان شناسی، آزمایشگاه مرکزی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکترای باستان شناسی، گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 آزمایشگاه گیاه باستان‎شناسی پایگاه میراث جهانی شهرسوخته و موزۀ منطقه ای جنوب شرق، سیستان وبلوچستان، ایران.

doi
10.22084/nbsh.2020.21146.2097
چکیده

محوطۀ باستانی خُلَه‌کوه به‌سبب داشتن موقعیتی ویژه در بافت شهری تاکستان، مورد تخریب و تعارض قرار گرفته است. امروزه از وسعت 7 هکتاری محوطه، فقط 3.5 هکتار باقی‌مانده است. طی برنامه‌های عمرانی دهۀ 1390 ه‍.ش.، تصمیم بر آن بود که بخشی از محوطه تبدیل به پارکینگ وسایل نقلیه و بخشی دیگر تبدیل به فضای سبز شود. به‌همین سبب، کاوش اضطراری خُلَه‌کوه در سال 1393 با اهداف شناسایی شاخصه‌های فرهنگی و زیستی دوره‌های موجود و حفاظت از محوطه با آغاز و تداوم فعالیت‌های پژوهشی باستان‌شناسی به‌انجام رسید. در نتیجۀ کاوش‌ها، آثاری از یک روستای تک‌دوره‌ای مربوط به دورۀ مس‌وسنگ انتقالی (فلات قدیم ب) از نیمۀ نخست هزارۀ پنجم پیش‌ازمیلاد در نهشته‌های تحتانی محوطه شناسایی شد. این مرحله از روستانشینی، با وجود تحولات اساسی در فرهنگ و اقتصاد مردمان فلات‌مرکزی، بسیار حائز اهمیت است. شواهد نویافتۀ خُلَه‌کوه، برای درک بهتر از چگونگی رخداد و مقیاس تحولات فرهنگی و اقتصادی مردمان فلات‌مرکزی، مورد ارزیابی قرار گرفت. پرسش‌ها عبارتنداز: شاخصه‌های فرهنگی-اجتماعیِ و نظام معیشتی در خُلَه‌کوه و برهم‌کنش‌های فرهنگی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در هزارۀ پنجم پیش‌ازمیلاد چگونه بوده است؟ فرض بر این است که شاخصه‌های فرهنگی خُلَه‌کوه قابل‌قیاس با محوطه‌های هم‌زمان در فلات‌مرکزی ایران است و با این محوطه‌ها برهم‌کنش داشته و نظام معیشتی در دورۀ گذار از نوسنگی، ترکیبی از کشاورزی و دامپروری بوده است. روش پژوهش به این‌صورت است که پس از شرح اجمالیِ کاوش اضطراری خُلَه‌کوه، سعی‌بر تفسیر یافته‌ها با تأکید بر گاهنگاری نسبی و مطلق، برهمکنش‌های فرهنگی، دامپروری و کشاورزی شده است. نتایج نشان می‌دهد که خُلَه‌کوه، ویژگی‌های محلی و مناطق همجوار را دارد. سنت‌های سفالگری نشان از یکپارچگی فرهنگی در فلات‌مرکزی در دورۀ مس‌وسنگ انتقالی دارد. پیشرفت قابل‌توجهی در کشاورزی مبتنی‌بر آبیاری و دامپروری با گسترش بهره‌برداری از محصولات متنوع گوسفندسانان و گاو، طی دورۀ مس‌و‌سنگ انتقالی و عصر مس‌وسنگ در منطقه مشاهده می‌شود؛ هم‌چنین، شواهد گیاه‌باستان‌شناسی و دیرین گرده‌شناسی نشان می‌دهد که شرایط اقلیمی خشک در اواسط هزارۀ پنجم پیش‌ازمیلاد در منطقه حاکم می‌شود. این پدیده، زیستگاه‌های انسانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.