واکاوی خاستگاه نظم سیاسی- اجتماعی مطلوب در آراء شهید مطهری بر مبنای الگوی سه‌گانه لاکانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اندیشۀ سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه‎طباطبایی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

3 مربی گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
چکیده

در برخورد با ورود مدرنیته به ایران، روشنفکران واکنش‎های گوناگونی نشان داده‎اند (تاریخچه). برخی آن را نفی، برخی تقلید و برخی به گزینش پاره‎ای از اصول مدرن پرداخته‎اند (پیشینه). نواندیشان دینی دهۀ پنجاه شمسی، نظیر شهید مطهری که ازیک‎ سو دغدغۀ دین و سنت داشتند و ازسویی خواستار پیشرفت تکنولوژی و توسعۀ سیاسی کشور بودند، درصدد برآمدند بین دین و جامعۀ درحالِ‎تغییر، در ذهن متأثر از مدرنیتۀ خویش هماهنگی ایجاد کرده و طرح یک نظم سیاسی-اجتماعی مطلوب را پی‎ریزی کنند. در این پژوهش برآنیم تا براساس نظریۀ سه‎گانۀ لاکانی، تأثیر ذهنیت مدرن بر نظم سیاسی-اجتماعی مطلوب در اندیشۀ شهید مطهری را برمبنای روش توصیفی-تحلیلی بررسی کنیم (مسئله و روش). بنابراین، در این مقاله پرسش مهم ناظر بر نوع حکومت مطلوب استاد مطهری است (سؤال). دستاورد پژوهش نشان می‎دهد که برمبنای نظریۀ لاکان، مطهری مخالف تغییر هویت خود و تقلید از دیگری است؛ اما درعینِ‎حال برای رشد هویت اسلامی-ایرانی تمایل دارد از تکنولوژی و توسعۀ غربی نیز بهره‎مند شود. برهمین‎اساس و با رویکرد پذیرش دستاوردهای عینی مدرن به‎مثابه امر خیالی و نفی ابعاد معرفت‎شناختی آن که در تضاد با امر نمادین حاکم بر جامعه قرار داشت، نظریۀ ولایت فقیه را تشریح می‎کند (یافته).