رویکرد زبانی به مسئله ناکارآمدی ناسیونالیسم در دوره پهلوی اول (1299-1320)

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات بین‌الملل علم و فناوری، پژوهشکدۀ مطالعات فنّاوری، تهران، ایران

doi
چکیده

مواجهۀ نظام ‎های سیاسی با ناسیونالیسم گوناگون است: گاه آن را به‎عنوان یک عامل تجزیه‎ساز در جامعۀ چند فرهنگی طرد می‎کنند و گاه از آن به‎صورت یک ‎زبان عمومی برای ایجاد اتحاد و انسجام اجتماعی بهره می‎برند. کاربرد اخیر را می‎توان در سیاست‎های قومی و ملی‎گرایانۀ رضاشاه ملاحظه کرد که در عمل با چالش‎های ‎بنیادین مواجه شد. این مقاله درصدد است در یک رویکرد جدید و با بهره‎گیری از امکانات روشی نظریۀ بازی ‎های زبانی به بررسی و ارزیابی مسئلۀ ناکارآمدی ناسیونالیسم در دورۀ پهلوی اوّل بپردازد؛ با این سؤال اصلی که چرا علی‎رغم تلاش‎های حکومت و نخبگان در عمومی‎کردن زبان ناسیونالیسم، در هنگام بحران و دخالت خارجی در ایران، این زبان کارایی نداشت و احساس میهن‎پرستی مورد ادعای این زبان فعال نشد؟ تحلیل کیفی داده‎های موجود براساس شاخص‎های نظریۀ بازی‎های زبانی، نشان داد خصوصی‎بودن زبان ناسیونالیسم در ایران دورۀ رضاشاه، منجر به ناکارآمدی آن شد. ناسیونالیسم خصوصی آن دوره فقط بین روشنفکران تجددگرا، شاه و دربارش محصور ماند و به‎سبب تناسب‎نداشتن با شکل زندگی جامعۀ ایرانی، ریشه‎نداشتن در نظام باور دینی و فرهنگی آن و چهارچوب زبانی مملو از قواعد و مفاهیم دین ‎ستیزانه و ضداسلامی به شکست منتهی شد.