تاملی حقوقی بر تفسیرپذیری و توضیحپذیری هوش مصنوعی: از مفهوم شناسی تا چارچوب تنظیمگری
نویسندگان
1 استادیار حقوق خصوصی، گروه پژوهشی فقه و حقوق اسلامی، پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jolt.2025.396027.1007387چکیده
تلاقی هوش مصنوعی با الزامات حقوقی مرتبط با اصول دادرسی منصفانه و ضرورت شفافیت در تصمیمگیریهای حقوقی و قضایی، چالشی اساسی ایجاد کرده است. ماهیت «جعبه سیاهِ» سیستمهای یادگیری عمیق با اصل «استدلال مستند» در تعارض قرار دارد و این مسئله ضرورت بازاندیشی در تبیین رابطه میان محدودیتهای فنی و الزامات حقوقی را مطرح میکند. در این چارچوب، پژوهش حاضر با هدف امکانسنجی تحقق توضیحپذیری و تفسیرپذیری در سیستمهای هوشمند به منظور تأمین الزامات حقوقی مربوط به دادرسی منصفانه با اتکا بر روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد اسنادی انجام شده است. در این مسیر ابتدا مفاهیم و مرزهای توضیحپذیری و تفسیرپذیری بررسی و سپس رویکردهای تنظیمگری مانند مقررات عمومی حفاظت از داده و قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا مورد واکاوی قرار گرفته است. همچنین محدودیتهای فنی این فناوری و چالشهای حقوقی ناشی از آنها نیز تحلیل شده است تا میزان کارآمدی این فناوری در پاسخگویی به الزامات حقوقی سنجیده شود. در نهایت، یافتهها حاکی از آن است که تقلیل مسئله به دوگانه «شفافیت کامل» یا «جعبه سیاه مطلق» رویکردی سادهانگارانه است؛ راهکار مطلوب، طراحی نظام تنظیمگری مبتنی بر ارزیابی سطح خطر است، بهگونهای که امکان تحقق عدالت الگوریتمی در عصر هوش مصنوعی فراهم آید.