تاثیر حقوقی انقلاب بر مفهوم قانون(مطالعهی حقوقی فلسفه و تاریخ انقلاب با تمرکز بر انقلابهای فرانسه، انگلستان، آمریکا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) amin3dighi@gmail.com
2 دانشیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jlr.2023.227757.2240چکیده
مسئله اصلی در این مقاله، بررسی تأثیر تاریخی و فلسفی انقلاب بر مفهوم نوین قانون است. برای بررسی تاریخی این موضوع به ویژگیهایِ انقلاب در کشورهای انگلستان، فرانسه و امریکا توجه شده و از نظر فلسفی، آرای اندیشمندانِ دو رویکردِ حقوق طبیعی و اثباتگرایی حقوقی در این زمینه بررسی شده است. دراینباره، مسائلی از جمله انتخاب ارادهگرایی یا ساختارگراییِ مبتنیبر نظم، جزوِ مسائلِ کلیدیِ فهمِ این دو رویکردِ فلسفیِ حقوق است. همچنین تلقی عینیتگرایانه اثباتگرایی حقوقی نسبت به قانون، از مسائل مورد بحث در مقاله حاضر است. روشِ پژوهشِ حاضر را میتوان تحلیلی، توصیفی و در مجموع، رویکرد مقاله را کلاننگر دانست. دستاورد این پژوهش، از طرفی، شناسایی انقلاب بهعنوان مفهومی کلیدی در حقوق اساسی بود و از طرف دیگر، عبور از جماد حاکم بر تفسیر و شناخت قانون، به مدد بازخوانی و تحلیل فلسفی و تاریخی انقلاب، بهعنوان یکی از بغرنجترین و درعینحال، محوریترین منازعههای تاریخی که در فلسفه حقوق منعکس شده است. آنچه در نتیجهگیری این پژوهش آمده است، روشن میکند که در موضوع انقلاب، حقوق طبیعی به تفوقِ عملی و نظری نسبت به اثبات گرایی حقوقی دست یافته است.