تبیین منطق درونی چرایی تحقق وقوع انقلاب اسلامی ایران در اندیشه سیاسی شهید بهشتی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانش آموخته دکتری انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران
doi
چکیده
انقلاباسلامیایران بهعنوان یک پدیده اجتماعی، بسان سایر پدیدههای اجتماعی، عللبردار است و در عللیابی آن، ناگزیر به ماهیت و چیستی این پدیده رهیافت خواهیم داشت. نگاهی به آثار مکتوب درباره چیستی انقلاباسلامیایران و چرایی وقوع آن نشان میدهد که از یکسو دیدگاههای ارائه شده متنوع، متفاوت و ناهمسان است و از سویدیگر، از دیدگاههای بومی در اینباره کمتر استفاده شده و بررسی علل وقوع این پدیده از منظر صاحبنظران وطنی، بهویژه اندیشورانی که در تحقق آن نقشآفرین بودهاند، مغفول مانده است.شهیدبهشتی از جمله برجستگان اندیشور و خجستگان نقشآفرین در انقلاباسلامی است که پیجویی چیستی و چرایی وقوع انقلاباسلامیایران از منظر این متفکر نکتهیاب میتواند بخشی از خلأ یاد شده را برطرف کند. بنابراین چیستی و چرایی وقوع انقلاباسلامیایران از منظر دکتربهشتی مسئله اصلی این پژوهش است که این مقاله میکوشد با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روششناسی بحران اسپریگنز، اندیشهورزی بهشتی در ترسیم چرایی وقوع انقلاباسلامی را براساس مراحل چهارگانه "مشاهده بحران"، "تشخیص علل"، "ترسیم وضعیت مطلوب"و "راهکار عملی برای عبور از بحران" واکاوی کند. نتایج نشان میدهد که شهید بهشتی معطوف به بحران ایران پساانقلاب و اصول بینشی مکتب اسلام، وقوع انقلاباسلامی را به مثابه ضرورتی برآمده از بحران جامعه و در قالب مکتبی-ارزشی صورتبندی کرده است.