آغاز امارت اسحاقبناحمد سامانی (301ه.ق.) در سمرقند با استناد بر شواهد سکهشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستان شناسی، گروه باستان شناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران .
2 استادیار گروه باستان شناسی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
3 دانشیار گروه باستان شناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
4 استادیار گروه باستان شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان وبلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22084/nbsh.2020.21034.2084چکیده
پس از کشتهشدن «احمدبناسماعیل» (295-301 ه.ق.)، همزمان «اسحاقبناحمد»، بزرگ خاندان «سامانی» و «نصربناحمد» (301-331 ه.ق.)، فرزند خردسال «امیراحمد» به ادعای امارت برخاستند که درنهایت به نزاع و پیروزی نصر خردسال انجامید. از آنجاییکه کتب تاریخی مطالب پراکنده و متفاوتی در این باب داشته، علم سکهشناسی میتواند اطلاعات ارزشمندی را برای رفع این تفاقضات در اختیار محققین قرار دهد؛ پس پایه و مبنای اصلی این مقاله را دادههای سکهشناختی، بهویژه فَلسی شاخص از «امیراسحاق» تشکیل میدهد که نام امیر درگذشته، «اسماعیلبناحمد» (279-295ه.ق.) را نیز بر خود جای داده و به تاریخ 301ه.ق. در شهر سمرقند به ضرب رسیده است. پرسشهای اصلی این پژوهش عبارتنداز: 1. چگونه میتوان با استفاده از سکه مسین امیراسحاق (ضرب سمرقند به سال 301ه.ق.) بخشی از تاریخ آن عصر را بازسازی نمود؟ 2. نام امیر درگذشته، اسماعیل به چه علت بر این نوع سکه نقر گردیده و در مشروعیتیافتن اسحاق چه نقشی داشته است؟ این مقاله بر آن است تا علاوهبر معرفی این سکۀ شاخص که برای نخستینبار انجام میگردد، با رویکرد باستانشناسی ادراکی و رهیافت تاریخی به بازسازی و مشخص ساختن علل برخی از حوادث با همراهی دادههای سکهشناختی در کنار متون تاریخی بپردازد. برآیند اصلی این پژوهش، مسألۀ مشروعیت یافتن امیراسحاق از جانب خلافت بغداد بود که میتوان نتیجه یافت، این سکه در خلال فرآیند مشروعیتیابی امارت اسحاق از جانب خلافت عباسی، به ضرب رسیده و از آنجا که ضرب سکه نشانی از قدرتیافتن محسوب میشده و مشروعیت وی برای امارت نیز در دست اقدام بوده، آوردن نام امیر ماضی بر سکهها، میتوانسته مشروعیت اسحاق را در آن مدت تضمین سازد.