بررسى مداخله بشر دوستانه از منظر اخلاق

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق دانشگاه مفید

doi
چکیده

مداخله بشردوستانه در مفهوم کلاسیک، به مداخله یک جانبه یک یا چند دولت در امور داخلى دولت دیگر، با توسل به زور و بنا به اهداف و مقاصد بشر دوستانه تعریف شده است. در مورد مداخله بشردوستانه، پرسشهاى فراونى مطرح است: آیا اساسا مداخله انسان‏دوستانه، مطابق مقررات حقوق بین الملل جایز است یا نه؟ اعتبار حقوقى چنین مداخله‏اى چگونه اثبات مى‏شود؟ آیا مستند جواز، منشور ملل متحد است یا عرف بین المللى و عملکرد دولتها؟ میان مداخله، خودیارى و دفاع مشروع چه تفاوتى وجود دارد؟ شرایط جواز کدامند؟ مراد از نقض فاحش حقوق بشر چیست؟ و مانند این گونه پرسشها؛ ولى یک پرسش اساسى وجود دارد که محور این مقاله محسوب مى‏شود: آیا مداخله بشر دوستانه اخلاقا موجه است؟ برپایه کدام نظریه اخلاقى مى‏توان مداخله بشر دوستانه را توجیه نمود؟ مسلم است که دولتها در برابر نقض حقوق بنیادین بشر مسؤولیت اخلاقى دارند. بى تردید هر گاه حقوق بشر بطور سیستماتیک، فاحش و در سطح گسترده نقض شود، به گونه‏اى که وجدان بشریت را متأثر سازد، سکوت جامعه جهانى از لحاظ اخلاقى و انسانى موجه نیست. در این مقاله ضمن بررسى مبانى اخلاقى این تکلیف، حدود و قلمرو جواز مداخله و شرایط اخلاقى بودن آن بحث و بررسى مى‏شود