بررسی رابطۀ معنادار سیاست گذاری فرهنگی،حفظ نظام سیاسی و امام خمینی بر پایۀ نظریۀ لاکاتوش
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
2 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
doi
چکیده
سیاستگذاری فرهنگی و اجرای آن، همواره راهی بوده است تا نظامهای سیاسی آرمان و آرزوهای خود را در قالب دستورالعملهای اجرایی به کنشگران اجتماعی منتقل سازند (تاریخچه)؛ اما پژوهشگران از بررسی روشمند علمی ابعاد اجرایی تأثیر سیاست بر فرهنگ، غفلت ورزیدهاند (پیشینه). دراینمیان، تحلیل آثار سیاستهای فرهنگی امام خمینی بر پایۀ روششناسی لاکاتوش، ناشناخته باقی مانده است (مسئله). ازاینرو، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان انطباق روششناسی لاکاتوش بر سیاستهای فرهنگی امام خمینی را نشان داد؟ و البته، حاصل این انطباق چیست؟ (سئوال) گمان این مقاله آن است که الگوی لاکاتوش پاسخی روشن به این پرسش می دهد (فرضیه). این نوشتار میکوشد با کاربست الگوی لاکاتوش، به تبیین انطباق نظریه لاکاتوش (روش) و آثار امام خمینی پردازد (هدف). نتیجۀ به دست آمده این است که هستۀ اصلی اندیشۀ سیاسی امام خمینی دارای قابلیت تطبیق با پژوهشهای فلسفی معاصر است و حتی میتوان جمهوری اسلامی را نیز بهمنزلۀ یک پروژۀ تحقیقاتی در نظر گرفت که بهشرط تعامل با نظریههای دیگر و افزودن بر غنای معرفتی و متافیزیکی خود، میتواند به حفظ و استمرار خود بیشازپیش کمک کند (یافته).