الگوپردازی سیاست عدالت اجتماعی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی؛ پاسخی به ناسازنمایی دو روایت هستیشناختی و هنجاری
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی تهران
doi
چکیده
در اندیشهورزی دیرپای فلسفی و اجتماعی، آرمان عدالتخواهی همواره جایگاهی برجسته داشته است، (تاریخچه) اما این آرمان در هر دو روایت هستیشناختی و هنجاری با ناسازنمایی روبهرو است؛ (مسئله) گرهی که روشمند به چالش کشیده نشده است. (پیشینه) پرسش اصلی مقاله این است که انقلاب اسلامی به آرمان عدالتخواهی در دو روایت هستیشناختی و هنجاری چه پاسخی میدهد؟ (سؤال) الگوپردازی آرمان عدالت اجتماعی در انقلاب اسلامی ایران در دو روایت هستیشناختی و هنجاری، به طور همزمان بر دو وجه شکوفایی فردی و همنوایی جماعتی دلالت دارد. (فرضیه) این نوشتار همراه با واکاوی ناسازنمایی این دو روایت، درصدد ارائه الگویی از عدالت اجتماعی است که با سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی تناسب داشته باشد. (هدف) مقاله، به ترتیب از دو روش تاریخی و هرمنوتیک متنمحور، در بررسی شکلگیری جماعتها و نهادسازیهای مردمی آغازین در دوره پس از انقلاب اسلامی و تأمل در سیاستهای کلی برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی بهره میجوید. (روش) دلالت آرمان عدالت اجتماعی انقلاب اسلامی ایران در دو روایت هستیشناختی و هنجاری، به طور همزمان بر دو وجه همنوایی جماعتی و شکوفایی فردی و همنشینی و سازگاری این مفهوم با عدالت توزیعی در معنای فرصتهای برابر، کاهش فاصله طبقاتی و رفع نیازهای اساسی محرومان جامعه، از نتایج مقاله است. (یافته)