عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری معماری پلهای تاریخی ایران در مناطق ناهموار
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 کارشناس ارشد فناوری معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
3 کارشناس ارشد معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22084/nbsh.2020.20330.2030چکیده
«پل» از گذشته همچون یک گونۀ معماری، همواره بهعنوان عامل ارتباطی وجود داشته و کاربردی بودن آن موجب شده است تا پژوهشگران کمتر به جنبه محیطی و بستر طبیعی ساخت آن توجه کنند. این درحالیست که شکلگیری پلها در راستای پاسخگویی به شرایط زمینهای بوده و محیط و بستر در شکلگیری نوع و ساختار پل تأثیرگذار بوده است. پل در مناطق ناهموار، مصداق بارزی از معماری متأثر از بستر طبیعی است. پل در مناطق ناهموار معیارهای بنیادی متفاوتی دارد که نیازمند مطالعه و پژوهش برای شناسایی این تفاوتها است. هدف این پژوهش مطالعۀ چگونگی شکلگیری معماری پل ناهموار با درنظر گرفتن سه مؤلفۀ کارکرد، کالبد و سازه میباشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و تاریخی-تطبیقی مبتنیبر مطالعات اسنادی و کتابخانهای براساس منابع و اطلاعات تاریخی است. بدینصورت که در گام اول این پژوهش، شناسایی و بررسی آماری پلها از منظر بستر طبیعی، عوامل مختلف مؤثر در شکلگیری و تحول پلها مطالعه گردیده تا در گام دوم، در سامانۀ سهگانۀ کارکرد، کالبد و سازه آنها مورد تحلیل قرار گیرد و دستهبندی برای متغیرهای معماری پل ارائه شود. در اینراستا، مدل سهگانه برگرفته از سامانۀ بنیادی سهگانۀ ویترویوس اصل اساسی پژوهش قرار گرفت. در گام سوم، بر پایۀ مطالعات تطبیقی، اطلاعات جمعآوری شده در مبانی و ساختار تحقیق و عوامل مؤثر بر شکلگیری معماری پل ناهموارها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان میدهد کارکرد پل در مناطق ناهموار به صورت عامل ارتباطی برروی دره است و در کالبد و ظاهر آن اثری از تزئینات و عنصر الحاقی نبوده و ساختار و بسترسازی مستحکم از اهمیت ویژهای در آن برخوردار بوده که شامل سنگ و آجر میباشد. درنتیجه، پل در مناطق ناهموار سبب پدید آمدن سامانۀ بنیادی مختص آن منطقه شده است که بهصورت پیشزمینۀ ذهنی برای طراحان درنظر گرفته شود.