فلسفه سیاسی خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی

نویسندگان

1 استادیار گروه تحقیقات سیاسی اسلامی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات

2 دانشجو‌ی دکتر‌ی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
چکیده

به حافظ، خواجه گفته‌اند ازآن‌رو که گاه از شغل دیوانی و وظیفة سلطانی بی‌نصیب نبوده و ازسوی دیگر، بخشی از اشعار او بازتاب اوضاع روزگار خویش است. پس نباید حافظ را از اندیشه، اندرز یا فلسفة سیاسی بی‌بهره دانست هرچند از او چیزی در باب سیاست‌به‌میان نیامده است! بنابراین، جست‌وجوی محورهای اصلی فلسفة سیاسی حافظ، مسئله اساسی پژوهش است (سؤال). به نظر می‌رسد حافظ به سبب قریحة شاعرانه، ترس زمانه و اندیشة مصلحت‌گرایانه، سخن به شعر در نقد سیاسی گشوده است (فرضیه). این مقاله به دنبال نشان‌دادن بنیان‌های فلسفة سیاسی حافظ و ظرافت بیان نقد سیاسی-اجتماعی به زبان شعر است (هدف). کاوِش در جهان‌بینی حافظ می‌تواند هر جست‌وجوگر هنرمند و علاقه‌مندی را به زوایای کشف نشدة فلسفة سیاسی او واقف سازد (روش). طرد بی‌توجهی سیاسی حافظ و تأکید بر ظرایف دیوان وی در طرح هنرمندانه و زیرکانة نقد بر مسائل سیاسی- اجتماعی، بدیع و نو می‌نمایاند (یافته).