تفسیر قوانین مقتبس؛ کاربست‌ها و رویکردها

نویسندگان

1 گروه حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 گروه حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 گروه حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22059/jolt.2024.380778.1007323
چکیده

اقتباس قانون از کشورهای دیگر پدیده‌ای است که نقش مهمی در شکل‌گیری و تکامل نظام‌های حقوقی مدرن ایفا کرده است. این فرایند که در مباحث حقوقی به عنوان «پیوند حقوقی» شناخته می‌شود به‌ویژه در قرن اخیر با مدرنیزاسیون و جهانی شدن شتاب بیشتری گرفت. در این میان، ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اقتباس قانون از سایر کشورها به عنوان راهکاری برای نوسازی نظام حقوقی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های تفسیر قوانین مقتبس در نظام حقوقی ایران می‌پردازد و اهمیت کارکردها و رویکردها در تفسیر قانون مقتبس را مورد کنکاش قرار می‌دهد. بحث از تفسیر قوانین مقتبس، به فهم دقیق‌تر، اجرای مؤثرتر این قوانین، و هماهنگی بیشتر نظام حقوقی ایران با استانداردهای بین‌المللی می‌انجامد. با وجود کثرت قوانین مقتبس و چالش‌های موجود دو رویکرد عمده قابل تشخیص است؛ تفسیر سنتی که بر اساس اصول و مبانی حقوقی داخلی صورت می‌گیرد و تفسیر استثناگرایی حقوقی که بر توجه به منشأ قانون مقتبس تأکید دارد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی‌‌ـ تحلیلی ضمن بیان ویژگی‌های قوانین مقتبس و برخی مصادیق اصول حاکم بر قانون مأخذ به بررسی چالش‌های تفسیری و رویکردهای مختلف در حل این چالش‌ها می‌پردازد.