جایگاه حقوق بین الملل عرفی در تفسیر معاهدات

نویسندگان

1 گروه حقوق بین الملل عمومی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.48308/jlr.2024.233293.2600
چکیده

حقوق بین‌الملل عرفی و معاهدات از مهم‌ترین منابع حقوق بین‌الملل محسوب می‌شوند و مناسبات میان آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این زمینه، حقوق بین‌الملل عرفی از جنبه‌های مختلف بر معاهدات تأثیر می‌گذارد؛ یکی از این جنبه‌های مهم، تأثیر آن بر تفسیر معاهدات است. طبق جزء ج بند 3 ماده 31 کنوانسیون وین، در تفسیر یک معاهده، همراه با سیاق، هر قاعده ذی‌ربط حقوق بین‌الملل قابل‌اجرا در روابط میان طرفین نیز باید در نظر گرفته شود. پرسش اصلی مقاله این است که جایگاه قواعد حقوق بین‌الملل عرفی در تفسیر معاهدات چیست؟ به نظر می‌رسد که در نظر گرفتن قواعد حقوق بین‌الملل عرفی در فرایند تفسیر معاهده به جلوگیری از تفسیر و اجرای یک معاهده به‌عنوان یک رژیم مستقل کمک می‌کند. بنابراین، چندپارگی حقوق بین‌الملل را کاهش می‌دهد و یکپارچگی سیستمیک در نظام حقوقی بین‌المللی را ارتقا می‌دهد. در این مقاله با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسناد بین‌المللی و آرای قضائی بین‌المللی و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی، جایگاه قواعد حقوق بین‌الملل عرفی در تفسیر معاهدات مورد بررسی و مداقه قرار می‌گیرد