بررسی دو رویکرد اثباتی در دادرسی مدنی ایران و امریکا: رویکرد مبتنی بر دلیل و رویکرد مبتنی بر روایت

نویسندگان

1 گروه حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، پردیس کیش، تهران، ایران

4 دکترای حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، دانشگاه تهران، پردیس کیش

doi
10.22059/jolt.2024.365110.1007228
چکیده

نظم و عدالت از مهم‌ترین اصول نظام‌های حقوقی در طول تاریخ بوده است. در برخی نظام‌ها، اعتقاد بر آن است که آن دو از طریق اجرای قانون حاصل خواهد شد و در برخی دیگر نظر عرف ملاک دانسته شده است. ولی تردیدی نیست که در همة نظام‌ها رسیدن به این اهداف از طریق کشف حقایق محقق خواهد شد. لیکن برای حصول عدالت یا نظم دو روش وجود دارد: نخست، روش تحلیل عینی ادله، طوری که در خارج از بستر دادرسی اصالت دارد، دوم، روش روایت، که طی آن دلیل در خدمت روایت طرفین قرار می‌گیرد و در آن بستر معنا می‌یابد. نگارندگان این نوشتار بر این باورند که درک غالب حقوقدانان از ارزیابی ادله، در حقوق ایران، معنای عینی دلیل است؛ اما در حقوق امریکا روش روایت غلبه دارد. با این حال، در نتیجة مقایسة این دو روش باید گفت عناصری از روش روایت در دادرسی مدنی ایران هم موجود بوده و حتی می‌توان ادعا کرد اساساً دلیل را بدون توجه به روایت نمی‌توان در دعوا اعمال کرد. بنابراین، لازم است حقوقدانان با این روش و مبانی آن آشنا باشند تا این خودآگاهی در خدمت اهداف بزرگ‌تر دادرسی مدنی قرار گیرد.