تحلیل برهمکنش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میان سنت های فرهنگی اروک، کورا ارس و نینوا Vدر شمال غرب و نیمه شرقی زاگرس مرکزی

نویسندگان

1 دکتری باستان شناسی، گروه باستان شناسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران.

2 دانشیار گروه پیش‌ازتاریخ، پژوهشکده‌ی باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران

3 دکتری باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی دانشکده‌ی هنر و معماری دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.

4 دکتری باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت‌مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22084/nbsh.2020.19357.1963
چکیده

در هزاره‌ی چهارم و اوایل هزاره‌ی سوم قبل‌ازمیلاد با پیچیده‌تر شدن روابط اقتصادی و اجتماعی میان جوامع، با شکل متفاوتی از تعاملات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در منطقه‌ی بین‌النهرین، آناتولی، حوزه‌ی ماوراقفقاز و فلات ایران روبه‌رو می‌شویم. در این بازه‌ی زمانی هم‌زمان با شکل‌گیری فرهنگ اوروک و گسترش نفوذ جوامع بین‌النهرینی در فراسوی مراکز اصلی خود، در ارتفاعات کوهستانی شمال و شرق رودخانه‌های دجله و فرات، فرهنگ ماوراقفقاز حضور دارد. در همین زمان، در حوضه‌ی دریاچه‌ی ارومیه یک وقفه‌ی فرهنگی بین حسنلو VIII/ مس‌وسنگ جدید/ پیزدلی و حسنلو VII/ عصر مفرغ قدیم  مشاهده می‌شود؛ لذا انتقال از حسنلو VIII به حسنلو VII بحث مهمی در دوران پیش‌ازتاریخ منطقه است. از سویی با توجه به برهم‌کنش فرهنگ‌های اوروک، کورا-ارس و فرهنگ سفال نارنجی منقوش در برخی محوطه‌ها، لذا مطالعه‌ی پراکنش و برهم‌کنش‌های میان فرهنگی در این دوران حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش از یک‌سو مطالعه‌ی برهم‌کنش‌های فرهنگی مردمان این حوزه‌ی فرهنگی در دوران پیش‌از‌تاریخ منطقه، و از سوی دیگر شناسایی جایگاه منطقه شمال‌غرب ایران در مبادلات فرهنگی اقتصادی مابین فلات ایران با قفقاز و بین‌النهرین می‌باشد. چگونگی برهم‌کنش‌های فرهنگی میان فرهنگ‌های اوروک، کورا-ارس و نینوا V و تغییرات ایجاد شده در روابط فرهنگی و اجتماعی زاگرس‌مرکزی و شمال‌غرب ایران به‌دلیل  حضور مردمان فرهنگ ماوراقفقاز قدیم، بنیادی‌ترین پرسش‌های پژوهش حاضر هستند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به‌عنوان نتیجه‌ی نهایی پس از بررسی و مطالعه‌ی برهم‌کنش‌های سنت‌های حسنلو VIII و VII به این نتیجه دست‌یافت که در طی این دوران دره‌ی اشنو-سولدوز به‌عنوان یک منطقه‌ی مرزی فرهنگی موجب جداشدن محوطه‌های جنوب دریاچه‌ی ارومیه و نیمه‌ی شرقی زاگرس‌مرکزی با فرهنگ اوروک و نینوا V از محوطه‌های موجود در شمال و شمال‌شرق تحت‌تأثیر فرهنگ کورا-ارس گردید و به‌تدریج پس از تسلط فرهنگ کورا-ارس محوطه‌های اوروکی متروک شده و مردمان کورا-ارس به‌عنوان یک قدرت تازه در منطقه ظهور می‌یابند.