حق به شهر در سکونتگاههای خودانگیخته مطالعه موردی: شهر سنندج، ناحیه منفصل شهری نایسر
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار شهرسازی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2020.190550.1045چکیده
تا به امروز حق به شهر توانسته است مسیر ترقی قابلاعتنایی را سپری نماید و به مرحله رسمیت بخشی و تأثیرگذاری در بسیاری از دستور کارها و قوانین و مقررات شهری برسد. یکی از مفاهیم مورد تأکید حق به شهر موضوع به حاشیه رفتن بخشی از شهر بنا به دلایل جنسی، سنی، اعتقادی، نژادی، سیاسی و اقتصادی است. درنتیجه حق به شهر میتواند نگاهی ویژه به موضوع سکونتگاههای خودانگیخته داشته باشد. این پژوهش در پی بررسی وضعیت حق به شهر در سکونتگاه نایسر است تا از این طریق تفاوتهای حق به شهر در میان گروههای مختلف را موردسنجش قرار دهد. بر این اساس با نگاهی کاربردی به گفتمان حق به شهر بهعنوان یک چهارچوب مدون برای اعتلای حقهای گوناگون شهروندان در شهر با روش کتابخانهای اقدام به مطالعه اسناد مرتبط با حق به شهر نموده و ابعاد و شاخصهای اساسی این گفتمان را استخراج و با روش میدانی به بررسی وضعیت حق به شهر پرداخته است. در این تحقیق از روش تحقیق کمی با محوریت استخراج داده از طریق پرسشنامه استفادهشده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که ابعاد حق به شهر در هر شش بعد موردمطالعه وضعیت ضعیفی را نشان میدهد. بااینوجود دو بعد سلامت و فرهنگی وضعیت مطلوبی را به خود اختصاص دادهاند. همچنین در خصوص تأثیر متغیرهای توصیفی پژوهش بر وضعیت حق به شهر میتوان عنوان نمود که ازنظر جنسی حق به شهر در میان مردان، ازنظر درآمدی گروههای با درآمدهای بالاتر، ازنظر شغلی گروههای شاغل در بخش رسمی، ازنظر سنی دو گروه سنی 25 الی 40 و 40 الی 60 سال و ازنظر سواد نیز افراد با سطح سواد پایینتر بیشترین میانگینهای حق به شهر را در میان جامعه آماری پژوهش نشان میدهند.