ترابشریت و بحران مشروعیت سیاسی: بازاندیشی در انسانِ مکلف از منظر فقه سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران. (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی – سیاستگذاری عمومی، گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30465/srs.2026.53009.2247چکیده
جنبش ترابشریت با بهرهگیری از فناوریهای زیستی و هوش مصنوعی، با هدف ارتقای انسان از محدودیتهای زیستی، شناختی و روانی، هویت انسانِ مکلف را که در فقه سیاسی هسته مرکزی رابطه فرد با شریعت و قدرت سیاسی است، به چالش میکشد. این پژوهش به این مهم می پردازد که چگونه ترابشریت، با بازتعریف انسان بهعنوان موجودی خودطراحیشده و قابلمهندسی، مشروعیت سیاسی نظامهای فقهی-دینی را متزلزل میسازد. در فقه سیاسی، انسان مکلف موجودی عاقل، مختار و مسئول در برابر خداوند است که مشروعیت نظام سیاسی به اطاعت او از شریعت وابسته است. ترابشریت با ایجاد سوژههای فناورانهای که ممکن است خود را تابع احکام شرعی ندانند، این رابطه را مختل کرده و بحرانی در منطق مشروعیت فقهی ایجاد میکند. این بحران، ریشه در شکاف معرفتی میان انسانشناسی دینی و ترابشری دارد که مفاهیم کرامت، اختیار و تکلیف را بازتعریف میکند. این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب زیستسیاست فوکو و تحلیلهای فقهی، نشان میدهد که فناوریهای ارتقایی، با تبدیل بدن و ذهن به ابژههای فناورانه، اقتدار دینی را تضعیف میکنند. سه سناریوی تقابل، تطبیق و گذار برای مواجهه با این چالش پیشنهاد شده که سناریوی تطبیق، با تأکید بر اجتهاد پویا و بازتعریف مفاهیم فقهی، مناسبترین راهکار برای حفظ مشروعیت است. پیشنهادات شامل آموزش میانرشتهای، ایجاد شوراهای مشورتی، سیاستگذاری عادلانه و آگاهیبخشی عمومی است تا نظامهای فقهی بتوانند با حفظ اصول دینی، به تحولات فناورانه پاسخ دهند.