تحلیل موانع بهرهگیری از رویکرد توسعه میان افزا مطالعه موردی: شهر اهواز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2020.196014.1079چکیده
توجه به ظرفیتهای توسعهای درون شهر (توسعه میان افزا)، امروزه بهعنوان یکی از سیاستهای مهم در حوزه برنامهریزی شهری جهت مقابله با پدیده گسترش شهرها موردقبول واقعشده است. برخلاف سایر سیاستهای توسعه شهری با توجه به اینکه در بستر موجود و با حضور ساکنان و شهروندان و واحدهای همسایگی صورت میپذیرد موضعی پیچیده، چندوجهی، میان بخشی است که نهفقط یک کار فیزیکی، کالبدی و شهرسازی است بلکه دارای ابعاد قوی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی نیز میباشد. بنابراین استفاده از این رویکرد، بدون توجه به بسترهای مناسب و شناسایی موانع آن، قابل تحقق نیست. هدف اصلی این پژوهش تحلیل موانع بهرهگیری از توسعه میان افزا در شهر اهواز میباشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی –تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان شهرداری اهواز میباشند با استفاده از نمونهگیری هدفمند، 40 نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب گردید. جهت تحلیل دادهها از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم در نرمافزار آموس 24 استفادهشده است. در این پژوهش، از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، اداری و قانونی با 21 شاخص مشاهدهپذیر استفاده گردید. نتایج حاصل نشان میدهد مدیران و کارشناسان معتقدند که عوامل قانونی - اداری با ضریب بیشترین تأثیر را بر عدم تحقق و اجرای رویکرد توسعه میان افزا در شهر اهواز دارد و بعدازآن متغیر اقتصادی با ضریب 94/0 متغیر اجتماعی با ضریب 66/0 متغیر کالبدی با ضریب 55/0 به ترتیب بیشترین تا کمترین تأثیر را بر عدم تحقق اجرای توسعه میان افزا در شهر اهواز دارند.