سازمانهای مردمنهاد و دلالت های آن برای تولید سرمایۀ اجتماعی: مطالعۀ اتنوگرافیک سازمانهای مردمنهاد سردشت
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، پژوهشگر پژوهشکده کردستانشناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 گروه جامعه شناسی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه فرهنگیان، سنندج، ایران
3 گروه جامعه شناسی، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22059/jscm.2024.369982.2478چکیده
قریب به سه دهه از فعالیت سازمانهای مردم نهاد در سردشت میگذرد؛ سمنهایی که بنا به ضرورتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و زیستمحیطی شکل گرفتهاند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش اتنوگرافی شهری به میانجی واکاوی نحوۀ فعالیت کنشگران مدنی در سمنها به واکاوی راهبردهای سمنها در تولید سرمایة اجتماعی و شناسایی تجارب سرمایهزا/زدای آنها پرداخته است. برای گردآوری دادهها از مصاحبۀ نیمهساختارمند و برای تحلیل دادهها از تحلیل تماتیک بهره گرفته شده است. نمونههای پژوهش 34 نفر کنشگر مدنی در 31 سمن سردشت بودند. برای تعیین تعداد نمونهها، اشباع نظری مبنا قرار گرفت و از روش نمونهگیری با حداکثر تنوع بهره گرفته شد. بر مبنای روایت کنشگران مدنی، با وجود گسست و انقطاع در پشتوانة نهادی و اجتماعی، سمنها از طریق راهبردهایی چون «اشتراک ارزشی و هنجاری»، «اقدام جمعی»، «شبکهسازی اجتماعی»، و «اعتماد اجتماعی» به تولید سرمایۀ اجتماعی مبادرت ورزیدهاند. علاوه بر این، تجارب کنشگران مدنی حامل تجارب سرمایهزا و سرمایهزدا بوده است. تجارب سرمایهزدا، با تولید سرمایۀ اجتماعی محدود و درونگروهی، مانع تعریض اجتماع جامعوی و بسط توسعة اجتماعی شده و چندپارگی اجتماعی را در سردشت تداوم بخشیده است.