تأملی تحلیلی-انتقادی بر تداوم پزشکی تقلیل‌گرایانۀ دکارت در مدل زیست‌پزشکی معاصر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتر فلسفۀ علم ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 گروه تاریخ و فلسفۀ علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران

doi
10.30465/srs.2025.52433.2229
چکیده

این مقاله به واکاوی فلسفی-انتقادیِ پیوند میان رویکرد تقلیل‌گرایانۀ دکارت به پزشکی و مدل زیست‌پزشکی معاصر می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که اولاً «چه ربط‌ونسبتی میان مدل پزشکی دکارت و مدل زیست‌پزشکی معاصر وجود دارد؟» و ثانیاً «آیا می‌توان مدل زیست‌پزشکی را نتیجۀ تداوم مستقیم تاریخیِ آموزه‌های تقلیل‌گرایانۀ دکارت در پزشکی دانست؟» در این راستا، ابتدا با مروری کوتاه بر عواملِ علمی-فلسفیِ دخیل در شکل‌گیری مدل زیست‌پزشکی، به شرحِ مبانی متافیزیکی این مدل می‌پردازیم. سپس با بازسازی ابعاد چهارگانۀ تقلیل‌گرایی دکارت در پزشکی (معرفت‌شناختی، روش‌شناختی، وجودشناختی و علّت‌شناختی) نشان می‌دهیم که این ابعاد، قرابتی آشکار با مبانی متافیزیکی مدل زیست‌پزشکی دارند. با این حال، استدلال اصلی مقاله این است که نمی‌توان از دل این قرابت، تداوم مستقیم تاریخی آموزه‌های دکارت در مدل زیست‌پزشکی را نتیجه گرفت، زیرا تحولات مهم فلسفی، علمی-تکنولوژیک و نهادیِ دو قرن نوزدهم و بیستم نیز قویاً در شکل‌گیری این مدل دخیل بوده‌اند. از این‌رو، می‌توان نسبت دکارت و مدل زیست‌پزشکی را در چارچوب «تداوم-گسست» فهمید: تداوم در سطح مفروضات متافیزیکی، و گسست در سطح علمی، تکنیکی و تجربی. این تفسیر نه دکارت را بنیان‌گذار مستقیم مدل زیست‌پزشکی می‌داند، و نه نقش او را تماماً انکار می‌کند، بلکه او را به‌مثابه رانه‌ای فکری می‌بیند که امکان شکل‌گیری و پذیرش این مدل تقلیل‌گرایانۀ پزشکی را فراهم آورد.