پارادایم رفتاری شورای امنیت در مقابله با تروریسم در بستر ماده 51 منشور؛ از القاعده تا داعش
نویسندگان
1 دکتری، پژوهشکده جنگهای نامنظم، پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، تهران، ایران
2 دکتری، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه، تهران، ایران (نویسنده مسئول) hamidakbarpour172@gmail.com
3 استادیار، دانشکده دفاع ملی، دانشگاه عالی دفاع ملی (داعا)، تهران، ایران
doi
10.48308/jlr.2023.230509.2447چکیده
ماده 51 منشور سازمان ملل متحد در باب حق دفاع مشروع است. این حق تا قبل از حملات یازده سپتامبر، کمتر محل مناقشه بود. اما در طول بیست سال گذشته و در پی دو مناقشه بزرگ در خاورمیانه و واکنش شورای امنیت به آن، این حق و نحوه استناد به آن، دوباره به محل بحث و جدل بدل شد. در این مقاله با توجه به ادعای بازنگری شورای امنیت در مفهوم دفاع مشروع و صدور قطعنامههایی از طرف این سازمان، به بررسی و تحلیل رفتاری شورا در این خصوص پرداخته شده است. در مجموع علیرغم صدور قطعنامههای 1368 و 1373 که به تفسیر موسع از حق دفاع مشروع پرداخته است، اما عدم تکرار این موضوع در قطعنامههای متعددی که شورا در سالهای بعد صادر کرده است، نشان از عدم تحول اساسی در رفتار شورا نسبت به مفهوم دفاع مشروع دارد. حتی صدور قطعنامه 2249 را که برخی مبنایی برای توسل به دفاع مشروع در برابر داعش میدانند، فاقد وجاهت لازم است. چرا که از یک سو به دفاع مشروع اشاره نکرده است و از سوی دیگر نیز بر اساس فصل هفتم منشور صادر نشده است. از سوی دیگر شورا در رویه خود برای مقابله با تروریسم، به طور فزایندهای نقش ساختارهای زیر نظر خود را تقویت کرده است. همچنین به تقویت ادبیات شورا در مورد تروریسم به عنوان تهدید علیه صلح وامنیت بینالمللی پرداخته است که حوزه اصلی مسئولیتش تلقی میشود. بنابراین اقدام شورا در باب جواز توسل به دفاع مشروع در تقابل با تروریسم را باید یک استثناء دانست.