بررسی کاربرد نظریۀ فضاهای ذهنی در تحلیل متون ادبی منثور فارسی (مطالعۀ موردی: منتخب رمان جای خالی سلوچ)
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی تهران
2 دانشگاه علوم پزشکی تهران
doi
10.22077/islah.2025.8617.1568چکیده
مسألۀ پژوهش حاضر، کاربردسنجی نظریۀ فضاهای ذهنی در تحلیل متون ادبی منثور فارسی است. نظریۀ فضاهای ذهنی یکی از ابزارهای رویکرد شناختی مطالعۀ متون است که در نیمۀ دوم قرن بیستم توسط ژیلز فوکونیه مطرح شد و سپس در سال های بعد در چارچوب نظریۀ آمیختگی مفهومی بسط یافت. این نظریه میتواند در تحلیل ابعاد زبانی، ایدئولوژیک و ذهنمحور متون ادبی مفید واقع شود. نظریۀ مذکور متن ادبی را حاصل تشکیل فضاهای ذهنی و ایجاد ارتباط میان آنها برمیشمارد و با تکیه بر گشتالت نهایی و شیوۀ روایت متن، میکوشد که اجزای گوناگون برساختۀ ذهن مؤلف و مخاطب را در متن رهگیری کند. در این پژوهش، بخش منتخبی از رمان جای خالی سلوچ به مثابۀ مطالعۀ موردی، تحلیل و واکاوی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که نظریۀ فضاهای ذهنی میتواند منتقد را از جهاتی همچون: تحلیل سیر روایت، واکاوی ضمایر ارجاعی در متون شخصیتمحور و کاربرد سبکشناسانه مرتبط با سازوکار شخصیتها در تحلیل و نقد متون ادبی منثور فارسی یاری کند.