رویکرد ‎انسان شناختی ویلهلم اشمیت به دین

نویسندگان

1 استاد گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

doi
10.30465/srs.2025.51202.2196
چکیده

این مقاله، به‎روش توصیفی و تحلیلی، به‎بررسی رویکرد دین‎شناختی ویلهلم اشمیت، زبان‎شناس، انسان‎شناس، قوم‎شناس، دین‎شناس تطبیقی و کشیش کاتولیک آلمانی، سده‎های نوزدهم و بیستم، و بنیانگذار مکتب «اشاعه‎گرایی» در مقابل «تطورگرایی» در آلمان می‎پردازد. اشمیت، نظریه «فرهنگ اصیل اولیه»، «دوایر فرهنگی» و بالاخره نظریه «توحید نخستین» را ارائه کرد. او در نظریات خود متأثر از آندریو لانگ بوده و «یگانه‏‎پرستی» را نخستین صورتِ دین ابتدایی در میان اقوام ابتدایی به‎شمار آورد، که در طی زمان، به‎دیگر صورت‎های ابتدایی دین «انحطاط» پیدا کرده است. وی با بهره‎گیری از شواهدِ قوم‌نگاری استخراج‌شده از برخی اقوام ابتدایی، نظریه تطور در مورد منشأ و پیدایش دین را زیر سوال برده و اظهار داشت که در باورهای این مردم، انگاره‌هایی از یک «موجود متعال»، «زندگی پس از مرگ»، «آفرینش» و همچنین مجموعه‎ای از باید و نبایدهای اخلاقی وجود دارد که در موارد زیادی در فرهنگ‎های پیشرفته بعدی نیز مشاهده می‎گردد. وی وحیانی بودن مفهوم موجود متعال را نیز باور دارد و در آثار خود علل افول نگرش توحیدی در اقوام ابتدایی و روی آوردن جوامع نخستین به‎شرک و چندخدایی را بررسی و ارائه می‎کند. نظریه او از سوی برخی از اندیشمندان، به‎این دلیل که متأثر از تفکر کلیسایی وی بوده است، مورد نقد قرار گرفت.