تحلیل تجربی نقش مدیریت بحران در کاهش مخاطرات محیطی در بافتهای فرسوده شهری (مورد مطالعه: نسیمشهر)
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
3 دانشگاه آزاد اسلامی
4
doi
چکیده
بافتهای فرسوده شهری به دلیل ضعف کالبدی، ناکارآمدی نهادی، تراکم بالا و محدودیت زیرساختها، از آسیبپذیرترین فضاهای شهری در برابر مخاطرات محیطی محسوب میشوند. این شرایط، تأثیر مخاطرات طبیعی و انسانی را تشدید کرده و چالشهای جدی در مسیر توسعه پایدار شهری ایجاد میکنند، بهویژه در شهرهایی که با رشد سریع جمعیت و توسعه نامتوازن روبهرو هستند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجربی نقش مدیریت بحران شهری در کاهش آسیبپذیری و ارتقای تابآوری بافتهای فرسوده، با تمرکز بر شهر نسیمشهر، انجام شد. این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) و طراحی پیوسته اکتشافی–توضیحی است. در مرحله کیفی، مرور نظاممند منابع علمی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی انجام شد تا مؤلفههای کلیدی مدیریت بحران شهری شناسایی و مدل مفهومی پژوهش تدوین شود. نتایج تحلیل کیفی منجر به شناسایی سه بُعد اصلی مدیریت بحران شامل ابعاد کالبدی–زیرساختی، اجتماعی–نهادی و فناورانه–سیاستی گردید. در مرحله کمی، مدل مفهومی با استفاده از دادههای میدانی جمعآوریشده از ۲۱۰ نفر از ساکنان، مدیران شهری، برنامهریزان و کارشناسان مدیریت بحران مورد آزمون قرار گرفت. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته گردآوری و تحلیل آنها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که هر سه بعد مدیریت بحران، تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش آسیبپذیری و ارتقای تابآوری بافتهای فرسوده دارند(05/0 p <). ابعاد کالبدی–زیرساختی بیشترین اثر مستقیم را بر تابآوری دارند؛ با این حال، اثر پایدار آنها وابسته به تقویت مشارکت اجتماعی، هماهنگی نهادی و سیاستگذاری حمایتی و بهرهگیری از فناوریهای اطلاعاتی است. بُعد فناورانه–سیاستی، اگرچه اثر مستقیم کمتری دارد، نقش تسهیلگر کلیدی در تصمیمگیری دادهمحور، شناسایی نقاط پرخطر و توسعه سامانههای هشدار زودهنگام ایفا میکند. این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکرد یکپارچه، مشارکتی و دادهمحور در مدیریت بحران شهری تأکید دارد و الگوی چندبعدی ارائهشده میتواند به مدیران شهری و برنامهریزان برای کاهش مخاطرات محیطی و ارتقای تابآوری بافتهای فرسوده کمک کند.