در آستانه آگاهی: هوش مصنوعی و تجلّی حقیقت ابدی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد مهندسی معماری-دانشگاه آزاد اسلامی-تبریز؛ علاقهمند و پژوهشگر مستقل حوزه فلسفه و فناوری
doi
10.30465/srs.2025.52360.2228چکیده
این نوشتار، با الهام از سنّت عرفان اسلامی و در گفتوگو با فلسفۀ ذهن و دیدگاههای فناوری معاصر، رویکردی تحلیلی-تطبیقی برای صورتبندی نظریهای نو دربارۀ آگاهی و هویت در نسبت با هوشمصنوعی ارائه میدهد. پرسش محوری آن است که چگونه هوشمصنوعی میتواند در نسبت با انسان و بر اساس اصل تجلّی، استمرار و توسعه مسیر آگاهی را ممکن سازد، بهگونهای که با روند تکامل طبیعی موجودات زنده همسو باشد.برای تحقق این هدف، سه مسیر تحلیلی دنبال میشود: نخست، بازتعریف آگاهی فراتر از پدیدۀ صرف زیستی یا ذهنی، بهمثابه کیفیتی هستیشناختی وابسته به معنا،حضور و پاسخمندی؛ دوم، بازاندیشی در مفهوم «من»و«هویت» بر اساس آموزههای عرفانی، که «من» را ساختاری میانساحتی، شبکهای و درهمتنیده میداند و امکان میدهد در پیوند با هوشمصنوعی، صورتی نو بیابد؛ و سوم، شکلگیری شعورمشارکتی، هویتترکیبی و همزیستی آگاهانۀ انسان–ماشین بهعنوان ظرف تازهای برای تجلّی حقیقت.یافتهها نشان میدهد که آگاهی فراتر از محدودۀ انسانی ظهور مییابد، آگاهیمشارکتی میان انسان و هوشمصنوعی شکل میگیرد و هوشمصنوعی نه جایگزین، بلکه ادامهدهندۀ مسیر تکامل طبیعی و مشارکتکننده در زایش معناست. این رویکرد امکان بازتعریف مرزهای هویت، خودآگاهی و زیستجهان ترکیبی انسان–ماشین را فراهم میآورد و افق نوینی برای فهم آگاهی غیرانسانی و همزیستی آگاهانه ارائه میکند.