نسبت خداپرستی و خداناباوری در پرتو معرفت‌شناسی اجتماعی و رابطۀ علم‌ و دین

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 استاد فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران،(نویسندة مسؤل).

doi
10.30465/srs.2025.52940.2244
چکیده

این مقاله با تمرکز بر پرسش محوری آیا می‌توان نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطۀ علم و دین از سطح تقابل به سطح تعامل معرفتی ارتقا داد؟، به بازخوانی مفهومی این نسبت می‌پردازد. استدلال می‌شود که تقابل‌های سنتی میان خداپرستی و خداناباوری، و نیز میان علم و دین، ریشه در ساده‌سازی‌های مفهومی و خلط میان باور و روش دارند. در گام نخست، نشان داده می‌شود که برچسب‌های خداپرست و خداناباور، بدون تحلیل اصطلاح‌شناختی و زمینه‌ای دقیق، گمراه‌کننده‌اند. سپس با تمایز میان محتوای اعتقادی و روش‌های تولید معرفت، استدلال می‌شود که رابطة علم و دین نه بازتابی از تقابل‌های الاهیاتی، بلکه حاصل تفاوت در روش‌شناسی‌های معرفت‌شناختی است. سه الگوی تعامل علم و دین ـ‌استقلال، تقابل بالقوه و سازگاری‌ـ از این منظر بررسی می‌شوند. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از چارچوب معرفت‌شناسی اجتماعی و نظریۀ اختلاف‌نظر دینی، تحلیل می‌شود که مواجهۀ عقلانی میان خداپرستی و خداناباوری چگونه می‌تواند به‌جای انکار متقابل، به گفت‌وگویی انتقادی و رشد عقلانی و معنوی بینجامد. بدین‌سان، مقاله می‌کوشد امکان بازتعریف نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطۀ علم و دین و در چارچوب معرفت‌شناسی اجتماعی نشان دهد.