عدم انسجام آیین دادرسی کیفریِ ایران (مبانی و جلوهها)
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران r-goldoust@sbu.ac.ir
doi
10.48308/jlr.2025.236685.2778چکیده
آیین دادرسی کیفری همواره باید از یک انسجام، وحدت کلی و نسبی برخوردار باشد تا از طریقِ آن، کارآمدی و کاراییِ فرایند کیفری توسط ضابطان و مقامات قضایی فایدهمند واقع شود. پیوند زدن شاخههای متراکم و بیثمر بر پیکرۀ عظیم آیین دادرسی کیفری، این برایند را به دنبال خواهد داشت که آیین دادرسی کیفری از همگسسته شده و بهسوی سقوط رهنمون شده است. تکثّر مراجع قانونگذاری، تصویب قوانین متعدد و ایجاد نهادهایِ موازیِ قضایی ـ انتظامی از جمله مصادیقی است که موجب فروپاشیِ این پیکره خواهد شد. سازوکار ایجاد یک دادگستریِ واحد و نظام قضایی منسجم، بسترهایی را ایجاد میکند تا از یکسو، شهروندان اعتماد بیشتری به نظام قضایی پیدا کنند و بدینسان، به آن اعتبار بخشند و از سوی دیگر، کنشگران فرایند عدالت کیفری نیز این احساس را در خود خواهند آفرید که بهدلیل فقدان موازیکاریها، اقدامات آنان ثمربخش بوده و معضلی عظیم به نام «بزهکاری» را مدیریت خواهند کرد. با وجود این، آیین دادرسی کیفری در ایران بر اثر عوامل و پدیدههایِ گوناگون همچون شناور بودن مدل سیاست جنایی یا قرائتهایِ خودخوان از اوضاع پیرامونیِ نظام اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... آیین دادرسی کیفری را به آیینهای دادرسی کیفری بدیل ساخته، وحدت و یکپارچگیِ نظام عدالت کیفری را از همگسسته و اسباب سقوط این پیکرۀ عظیم را که در واقع، بیانگر نوعِ مدلِ سیاست جنایی بوده، فراهم کرده است.