تحلیل متنی سندی روایات جری و تطبیق پیرامون آیه 58 سوره نساء با تأکید بر تفاسیر طبری و حویزی
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه تبریز
doi
10.22034/mtmi.2023.177131چکیده
قرآن کتابی است که مخاطب آن تمامی مردمان در همه دورهها هستند و یکی از رموز این جاودانگی، قاعده «جری و تطبیق» است. احیاء این روش و بهرهگیرى درست و روشمند از آن، یکى از کارآمدترین شیوههایى است که حضور فعال، مؤثر و همیشگى قرآن را در سراسر تاریخ گذشته، حال و آینده نمایان مىسازد؛ از این رو این روش از دیرباز در تفاسیر روایی اهل سنت و امامیه دیده میشود؛ اما گاهی ذیل یک آیه چند روایت دیده میشود؛ همچنین راه یافتن احادیث ساختگی به مجموعه روایات، موجب شده است که محقق نداند به کدام یک باید اعتماد کرد. یکی از این آیات، آیه 58 سوره نساء است که در منابع اهل سنت، چهار و در منابع شیعی، یک دسته روایت در تفسیر آن دیده میشود. این پژوهش با تحلیل محتوا و اسناد احادیث مذکور، معلوم میکند آیه در شأن افرادی نازل شده، که عهدهدار نظام مسلمانان، عزت ایشان و صلاح آنها در دنیا و آخرت میباشند و مصداق اتم آن اماماناند که هر امامی باید لوازم امامت را به امام بعدی واگذار کند. سایر روایات وارد در این حوزه، از نظر متن و سند دارای اشکالاتی هستند که اعتبار آنها را زیرسؤال میبرد؛ البته این بدان معنا نیست که باید آنها را کنار گذاشت.