الزامات و الگوهای بنیادین طرح مساله در پژوهش علمی
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30465/srs.2025.49182.2157چکیده
هدف این مقاله ارزیابی انتقادی ادبیات روششناسی و روش پژوهش در مورد مساله پژوهش است. اهمیت طرح مسأله در منابع روش تحقیق به وفور مورد بحث قرار گرفته است. با وجود اهمیت مساله در پژوهش، امروزه شاهد تحقیقاتی هستیم که یا فاقد مسالهاند و یا در بیان مساله ضعف دارند. برای بسیاری از محققان، به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، انتخاب مساله، تبدیل به معضل شده است. اشکال اصلی انجاست که علیرغم بحث مستوفا از اهمیت مسأله، در مورد چیستی و ارکان بیان مسأله کمتر بحث شده است. مقاله حاضر میکوشد با مرور ادبیات مطرح شده در مورد ماهیت و چیستی بیان مسأله و اجزای تشکیل دهندهی آن، الگویی سازوار و در عین حال کاربردی برای بیان مسأله ارائه کند. مقاله با بررسی نسبت واقعیت و معرفت در شکلگیری مسأله، ماهیت مسأله را امری مصنوع و برساخته محقق معرفی میکند که به صورت معمول در قالب دو الگوی الگوی تعارض در علم و الگوی خلأ در علم بیان میشود. در الگوی نخست، پژوهشگر میان واقعیت و انتظار مبتنی بر معرفت علمی خود تعارض برقرار میکند. در الگوی دوم، پژوهشگر مسأله خود را در کمبودها، نارساییها و ناکامیهای علم موجود جستجو میکند. این کاستی هم میتواند در سطح تجربی باشد؛ هم میتواند در سطح نظری باشد. مقاله ضمن بیان اجزا و ارکان تشکیلدهده هر الگو، نشان میدهد که این دو الگو از منطقی یگانه برخوردارند.