اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و نگرش ناکارآمد مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی
نویسندگان
1 گروه مشاوره، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد گروه روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22038/mjms.2020.19487چکیده
مقدمه پژوهشها نشان از وجود افسردگی و نگرش ناکارآمد در بین مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی است؛ آموزش پذیرش و تعهد علیرغم اثربخشی بر متغیرهای مختلف، بر افسردگی و نگرش ناکارآمد این مادران مغفول مانده است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و نگرش ناکارآمد مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. روش کار در این پژوهش از روش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی شهرستان تهران تشکیل دادند. از این جامعه، 40 نفر بصورت در دسترس انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دوگروه (20 تایی) آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. پرسشنامه افسردگی (بک، 1996) و نگرشهای ناکارآمد (ویسمن، 1978) بین گروههای پژوهش پخش شد، برای گروه آزمایش هشت جلسه آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد اجرا شد و در نهایت پسآزمون اجرا شد. یافتههای پژوهش در نهایت با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 و آزمون اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نتایج حاصل از اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی نشان داد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش افسردگی و نگرش ناکارآمد مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی اثر بخش بوده و اثر برنامه آموزشی در طول زمان پایدار بوده است (p≤0/005). نتیجهگیری آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و نگرشهای ناکارآمد مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تاثیر دارد؛ لذا مشاوران و روانشناسان میتوانند از این رویکرد برای مادران دارای فرزند خاص بهره ببرند.