طراحی مدل ساختاری-تفسیری (ISM) عوامل مؤثر بر ایجاد امنیت پایدار شهروندی
نویسندگان
1 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2020.197702.1097چکیده
حق حیات و امنیت ازجمله حقوق طبیعی و مقدم و اساس برخورداری از دیگر حقوق و آزادیهای اساسی انسان است، امنیت بهعنوان شرط بنیادین حیات انسانی در همهجای دنیا و اکثر اسناد بینالمللی و قوانین اساسی کشورها قابلدرک بوده و مورد تأکید قرارگرفته است. امنیت از جنبههای سنتی که بیشتر بر ابعاد فیزیکی و نظامی تأکید داشته فاصله گرفته است و ابعاد بیشتر و کاملتری از زندگی انسان را در برگرفته است. دراینبین امنیت پایدار شهروندی از مفاهیم نوینی است که ضمن در برگرفتن ابعاد قبلی، جنبههای مختلفی را در برمیگیرد و با مرجع قرار دادن انسان مستقیماً باکیفیت زندگی و کرامت انسانی در ارتباط است؛ مسئله اصلی شناسایی عوامل و شاخصهای شکلگیری امنیت پایدار شهروندی است؛ تا با شناسایی این عوامل بهوسیله مدلسازی ساختاری تفسیری ارتباط همافزایانه بین عوامل مشخص گردد. ازنظر هدف کاربردی و ازنظر گردآوری اطلاعات از نوع پژوهشهای کتابخانهای و توصیفی است. عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری امنیت پایدار شهروندی بر اساس مطالعه ادبیات و اسناد بینالمللی و مصاحبه با خبرگان مشخص گردیده و سپس با استفاده از متدولوژی تحلیلی نوین مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) روابط بین عوامل تعیین و بهصورت یکپارچه تحلیلشده است. درنهایت با استفاده از تحلیل MICMAC، عوامل با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر عوامل، تحلیلشدهاند. نتایج نشان میدهد که عوامل سیاسی و اقتصادی با بیشترین قدرت نفوذ، زیربنا و محرک اصلی شکلگیری امنیت پایدار شهروندی است و هرگونه اقدام برای ایجاد و ارتقای امنیت پایدار شهروندی، مستلزم اصلاحات در این 2 عامل است. عوامل پیوندی شاملِ اجتماعی، بهداشتی، غذایی، محیطی نیز با تعدد خود در این سیستم نقش حیاتی را بازی میکنند. عامل شخصی/فردی در این سیستم منفعل بوده و در ارتباط با مفهوم امنیت پایدار شهروندی تحت تأثیر سایر عوامل است.